66 - والد مهرآميز درون

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. با آرزوي بهترينهاي خداوند برايتان.بي مقدمه مي ريم سر ادامه ي درسهاي شفاي كودك درون كه همون طور كه قبلا" هم گفته ام بر اساس نوشته هاي دكتر لوسيا كاپاچيونه است. ما در اين جلسه راجع به " كشف والد درون " صحبت مي كنيم. در واقع تا حالا سعي كرديم حالات مختلف كودك رو بشناسيم و حالا داريم وارد راههاي عملي تر شفاي كودك درون مي شيم.

ماحالا مي خوايم با هم بياموزيم كه بخشي از وجودمون رو كه " والد درون " ناميده ميشه كشف كنيم و كودك درونمون رو تحت حمايت اون قرار بديم تا مثل هر كودكي كه در دامان والديني خوب به آرامش ميرسه كودك درون ما هم به آرامش برسه.

والد مهرآميز : كودك درون مثل هر كودكي در دنياي واقعي ، نياز به حمايت يك والد داره. اون والد دروني كه مي تونه از كودك درون ما حمايت كنه والد مهرآميز ناميده ميشه.

سوال _ آيا والد درون ما هميشه " والد مهرآميزه" ؟

جواب _ نه. اين به كودكي و گذشته ها و شرايط ما بستگي داره.اون قسمت از وجود ما كه والد درون نام داره، اگر در دوران كودكي توجه پدرانه و مادرانه ي مناسبي ديده باشه ، ياد گرفته كه رابطه ي درست بين يك والد و كودك چه طور بايد باشه .

كساني كه در كودكي الگوهاشون يعني والدينشون ، نتونستن اين ارتباط صحيح رو با اونها برقرار كنند، حالا وقتي مي خوان با كودك درونشون رفتار كنند همون رفتاري رو كه يك زماني والدينشون با اونها داشته اند تكرار مي كنند . كودك درون چنين افرادي معمولا" يا بسيار غمگين هستند يا خشمگين. به اين دليل كه كودك درون اين افراد هر چقدر دنبال والد مهربوني مي گرده كه اون رو درك كنه كسي رو پيدا نمي كنه كه كمك و هدايتش كنه. اون مثل كودكي مي مونه كه در خونه تنها گذاشته شده. اون وقتي دنبال حامي مي گرده كسي رو پيدا نمي كنه و به همين دليل، كودك درون _ وحشتزده و غمگين يا خشمگين _ با احساس تهي بودن و تنها بودن به گوشه اي مي خزه و پنهان ميشه.

والد بودن براي ديگران :

جالب اين جاست كه اين افراد كه والد درونشون نمي تونه براي كودك خودشون حامي باشه معمولا" براي كودك درون ديگران _ از اعضاي خانواده گرفته تا دوستان و همسايگان و همكاران و حتي والدين خودشون _  نقش والد رو بازي مي كنند. خيلي از اونها در كودكي ياد گرفته اند كه" والديني كوچك "باشند براي خواهر و برادرهاي كوچكتر از خودشون يا حتي براي پدر و مادر خودشون ( كه الكلي يا معتاد يا بيمار يا غايب يا افسرده يا ... بوده اند) پدري و مادري كنند. به همين دليل در بزرگسالي هم سعي در نجات ديگران دارند! ( والد بودن براي كودك درون ديگران در حالي كه كودك درون خودشون تنها مونده ! )

چون اونها هميشه ديده اند كه ناجي ديگران بودن پاداشهاي زيادي براشون داره از جمله شغل و پول و تائيد ديگران و ... به همين دليل مدام سعي دارند والد ديگران باشند تا ديگران به اونها تكيه كنند. به اين مي گن : " اتكاي متقابل".  يعني فرد از كودك درون خودش حمايت نمي كنه اما سعي در حمايت ديگران داره چون نياز داره كه ديگران به اون تكيه كنند تا از راه تكيه گاه ديگري شدن ، تائيد به دست بياره و احساس كنه به درد بخوره. وقتي فرد كودك ديگران رو مورد حمايت قرار مي ده اما كودك درون خودش مورد غفلت قرار مي گيره، دچار احساس خستگي و اضطراب ميشه.

نكته : تكيه گاه بودن براي ديگران ايرادي نداره اما اگه اين قابليت اتكا فقط به مصلحت ديگران باشه و به بهاي آسيب رسيدن به كودك درون خود فرد تموم بشه ، عواقب خوبي در پي نخواهد داشت. مراقبت از ديگران وقتي كودك درون خود فرد در خانه تنها و بي آب و غذا محبوس شده و داره هلاك ميشه ، چه نفعي داره؟!

نكته : آدمهاي محكمي هستند كه هم از كودك درون خودشون حمايت مي كنند هم ديگران. اين خيلي هم خوبه. اما اگه كسي كودك درون غمگين يا خشمگيني داره اما والدش مدام سعي در حمايت ديگران داره بايد به اين فكر كنه كه آيا مي خواد تكيه گاه ديگران باشه تا وقتي ديگران به اون تكيه مي كنند احساس بودن كنه؟ ! در حالي كه انسان سالم براي احساس بودن نيازي به تائيد ديگران نداره و اين تائيد رو در درون خودش پيدا مي كنه.

والد نكوهشگر : متاسفانه ما والد ديگري هم داريم كه نكوهشگر و ايرادگيره و مدام در حال انتقاد كردن از ديگرانه. چون كمال گراست، مثل يك كارفرماي سختگير مدام سعي داره ما رو بيرحمانه به پيش برونه. مدام شرمسار و تحقيرمون مي كنه. انگار كينه ي اعتماد به نفس ما رو در دل داره و مدام مي خواد بگه كه ما اصلا" خوب نيستيم و حتما" يه جاي كارمون خرابه! هر كاري مي كنيم از نظر اون تعريفي نداره. تخصص والد نكوهشگر، يافتن نقطه ضعف و ايراد گرفتنه.

نكته : همونطور كه گاهي والد مهرآميز ما براي ديگران فعاله اما براي كودك درون خودمون كاري نمي كنه گاهي هم والد نكوهشگر ما اونقدر فعال ميشه كه نه تنها كودك درون خودمون كه حتي كودك درون ديگران رو هم مورد انتقاد دائم قرار مي ده. اگه شما هم مدام در حال نقد كردن ديگران هستيد و فكر مي كنيد فقط وقتي دنيا بهتر ميشه كه ديگران نقاط ضعفي رو كه شما بهشون نسبت مي دين رفع كنند ممكنه جزو كساني باشيد كه والد نكوهشگرشون زيادي پر و بال گرفته.

كاري كه ما بايد در اين درسها انجام بديم و به اون برسيم اينه كه به جاي والد نكوهشگر يا والدي كه فقط از ديگران حمايت مي كنه  " والد مهرآميز درون " رو فعال كنيم و ياد بگيريم كه خودمون والدين خويشتن بشيم.

وقتي با كودك درونمون رابطه اي مهرآميز را پرورش مي دهيم، نيازمان براي يافتن جانشينهايي در عالم بيرون كاهش پيدا مي كنه.يعني ديگر توقع نخواهيم داشت كه اعضاي خانواده يا دوستان يا ساير آشنايان برايمان نقش والد مهرآميز را ايفا كنند و به اين ترتيب از الگوهاي وابستگي زا مي رهيم.

يافتن والد مهرآميز درون :

سوال _ آيا والد مهرآميز در اسطوره ها هم بوده يا روانشناسان ما تازه اون رو كشف كرده اند؟

جواب _ همان طور كه كودك در طي تاريخ نماد توانايي و رشد بوده والد مهرآميز هم كهن الگويي جهانيه. قديمي ترين آثار هنري ما تنديسهاي زناني بوده كه نماد سياه زمين _ مادر راستين انسان _ بوده اند. اين الهه هاي حاصلخيزي ساخته از خاك، گاهي در تنديسها  به شكل زناني با سينه هاي بسيار  بوده اند كه به مفهوم چشمه ي پايان ناپذير حيات بوده.كهن الگوي والد مهرآميز در همه ي فرهنگها معمولا" تصوير يك زن است. مثلا" ميان خدايان هندو، لاكشمي _ الهه ثروت _ بخشنده توانگري و فراوانيست. در چين، نام او  _ كو آن ين _ مي باشد و اعطا كننده ي شفقت است. در سنت سرخپوستان آمريكا به صورت بوفالوي سفيد ظاهر مي شود.محبوب ترين سيماي والد مهرآميز در فرهنگ اروپايي " مادر مقدس " يا حضرت مريم است. كارل گوستاو يونگ _ و همچنين ساير اسطوره شناسان _ اشاره كرده اند كه " كهن الگوي بزرگ مادر " بازتاب سيماي جهاني روان آدميست.

سوال _ آيا والد مهرآميز با ضمير برتر ما رابطه دارد؟

جواب _ والد مهرآميز با ضمير برتر ما رابطه ي نزديك داره چون موجب ميشه كه روحيه ي عشق الهي در زندگي روزانه ي ما متجلي بشه. چرا كه از طريق توجه و مراقبت عاشقانه است كه " والدي مهرآميز " عشقي را كه حقيقتا" نسبت به نوزادش احساس مي كنه آشكار مي كنه.

سوال _ والد مهرآميز بودن و پدري و مادري كردن سالم يعني چگونه بودن؟

جواب _ پدري و مادري كردن سالم يعني اين كه بدونين چه وقت ببخشيد يا كمك كنيد، چه وقت مشوق استقلال باشيد يا حتي به خاطر صلاح فرزند چيزي را به او ندهيد.والد سالم به هنگام بازي با كودكش عشق خودش رو نشون مي ده. والد با وجد ناشي از با هم بودن نشان مي ده كه كودكش را به همان شكلي كه هست پذيراست. اين ابدا" به معني اين نيست كه والد اجازه ي هر كاري رو به كودك مي ده بلكه به اين مفهومه كه كودك به عنوان كودكي با ارزش پذيرفته ميشه.يعني يكتايي اون در همون مرحله اي كه از رشد و كمال قرار داره ( نه وقتي كه بزرگتر يا بلند تر يا باهوش تر يا.. باشه! ) مورد پذيرش بي قيد و شرط قرار مي گيره.

ايجاد اعتماد :

اگر والد نكوهشگر ما حاكم بوده باشه، شايد به هنگام فرايند پدري و مادري كردن براي كودك درونمون ( منظور همون شفاي كودك درون از راه والد مهرآميز بودن براي اونه) ، احساس كنيم كه سر ستيزه جويي داره. دوستان زيادي براي من نوشتند كه كودك درونشون نمي خواد با اونها حرف بزنه يا نقاشي بكشه اونها بايد بدونن كه مدتي طول مي كشه تا كودك به اونها دوباره اعتماد كنه.وقتي  با صداي بالغ و بزرگسال درونمون به كودك درونمون مي گيم كه مي خوايم با اون دوست باشيم شايد اون ظنين بشه يا وحشتزده يا خشمگين.  پس ما نياز داريم كارهايي انجام بديم تا اون بتونه به ما اعتماد كنه.

 اصلا" يك سوال از شما دارم. اگه دوستي داشته باشين كه مدام توبيخش كرده باشين ومدام ازش انتقاد كرده باشين يا ازش بهانه جويي كرده باشين و بارها و بارها حمايت خودتون رو از اون دريغ كرده باشين يا گرسنه و تشنه توي خونه تنها محبوسش كرده باشين اون وقت يه روز برين بهش بگين از حالا مي خوام دوستت داشته باشم آيا انتظار دارين اون فوري باور كنه؟؟! اول بايد اعتمادش رو جلب كنين و حتي به خاطر بلاهايي كه سرش آوردين ازش عذرخواهي كنين.

 يكي از راههاي شگفت براي جلب اعتماد كودك درون نوشتن نامه اي به قصد عذرخواهي از اونه.

 تمرين : نوشتن نامه ي عذرخواهي براي كودك درون. ( يك نامه ي كلي )

 براي كودك درونتون با دست راستتون بنويسيد  و اقرار كنيد كه قبول داريد كه آنگونه كه اون دوست داشته او را مورد توجه قرار نداده ايد.

تمرين : نوشتن پوزش نامه  براي موارد خاص  و مختلف :

با دستي كه به اون مسلط هستين پوزش نامه اي براي كودك درونتون بنويسيد. از او براي مواقعي كه حالت انتقادي شديد و آمرانه و بي صبرانه داشته ايد، يا مواقعي كه نيازهاي اون رو مورد غفلت قرار داده ايد يا ناديده گرفتينش يا  اون رو وادار به كاري كردين كه مورد علاقه اش نبوده طلب بخشايش و عفو كنيد.به كودك درونتون بگيد داريد سعي مي كنيد تا ياد بگيريد به شيوه ي بهتري از اون مراقبت كنين. از اون تشكر كنيد كه احساسها و نيازهاش رو با شما در ميون گذاشته و عذرخواهي كنيد كه شما اونها رو نديده گرفتين. در پايان براش امضا كنيد : از طرف والد مهر آميز تو.

راه ديگر براي جلب اعتماد كودك درونتون، نوشتن نامه ي عاشقانه به اونه! اين شيوه بسيار موثر و سودمنده.به ويژه براي كساني كه احساس مي كنند در كودكي يا بزرگي مورد سواستفاده قرار گرفته اند يا ناديده گرفته شده اند. افرادي كه در كودكي پرستاري و مراقبت كافي را نستانده اند ( بيشتر ما اين حس رو در درونمون داريم ) اغلب در بزرگسالي پدري و مادري كردن براي كودك درونشون رو كاري شاق مي دونن. ( همونطور كه گفتم شايد راحت براي ديگران والد بشن اما براي خودشون نه. شايد راحت ديگران رو ببخشن يا دوست بدارن اما همين كارها رو براي خودشون سخت انجام مي دن.)

در اينجا هم مثل همه جا، " عشق " پاسخ همه ي پرسشهاست. عشق خودتون رو نثار كودك درونتون كنيد. گشايش دل زماني اتفاق مي افته كه به كودك درون اجازه بديم تا صحبت كنه. شناخت راستين كودك درون يعني عشق ورزيدن به اون و دوست داشتن خود. در آغاز اين عشق ورزيدن به خود براي كودك درونتان ( يعني براي خودتان) يك نامه ي عاشقانه بنويسيد.

 تمرين : نوشتن نامه ي عاشقانه براي كودك درون.

با دستي كه به اون تسلط دارين بگذاريد كه والد مهرآميز درونتون براي كودك درونتون نامه اي عاشقانه بنويسه. همه ي ويژگيهاي يكتا و منحصر به فرد كودك درونتون رو مورد تحسين قرار بدين ( اونها همون ويژگيهاي خوب خودتون هستند) و به اون بگيد كه تا چه اندازه دوستش داريد. به كودك درونتون بگيد كه براي مراقبت بهتر از اون چه مي كنيد و قصد داريد در آينده چه كارهايي براي اون بكنيد.

تمرين :واسطه قرار دادن ديگران.

 وقتي ما مي خوايم اعتماد كسي رو به دست بياريم كه با كارهامون اون رو به خودمون بي اعتماد كرديم، گاهي از ديگران كه مورد اعتماد اون هستند كمك مي گيريم. در برخورد با كودك درون هم ميشه از اين شيوه استفاده كرد.اگر در زندگي شخصي را مي شناسيد كه در كنارش احساس ايمني مي كنيد از او بخواهيد كه اون نامه ي عداشقانه تون رو با صداي بلند براي كودك درون شما بخونه. بعدش در روي يك كاغذ  يك بار با دست راست ( از قول والد مهرآميز)و يك بار با دست چپ ( از قول كودك درون) احساسي رو كه از دريافت اين پيام عاشقانه احساس كرديد بنويسيد.

 تمرين :كشيدن تصوير والد مهرآميز.

 تصوير والد مهرآميز رو با دست راستتون بكشيد. از كودك درونتون هم بخواهيد كه تصوير اون رو با دست چپ بكشه. آيا بين اين دوتا خيلي تفاوت هست؟ تصويري را كه كودك درونتون كشيده، در جايي قرار بديد كه بيشتر مواقع بتونين اون رو ببينين.

نكته ي مهم _ يادمون باشه كه همون طور كه اگه كودكي از پدر و مادر دروغ بشنوه به اونها بي اعتماد ميشه كودك درونمون هم اگه از ما وعده هاي دروغين بشنوه بسيار آزرده ميشه.و اگه اين امر پي در پي رخ بده اون با يك دنيا خشم و انزجار پنهان ميشه.براي ايجاد رابطه ي درست با كودك درون لازمه از اون بپرسيم كه به چي نياز داره. بعد با گوش سپردن و آنگاه به طرزي شايسته و مناسب پاسخگو بودن مي تونيم عملا" به كودك درونمون نشون بديم كه متعهدانه به اونچه كه داريم وعده اش رو مي ديم عمل مي كنيم. با كلمات نميشه كودك درون رو گول زد چون اون عمل ما رو باور مي كنه. پس وعده هايي رو بديد كه از پسش بر مي آين و بعد به اونها عمل كنيد.

 بعد از نوشتن اين نامه ها زمان انجام تمرينيست تا به كودك درون ثابت كنيم واقعا" قصد مراقبت از اون و ديدن خواسته هاش رو داريم.

 تمرين : مراقبت از كودك درون.

1 _ از كودك  درونتون بپرسين كه در اين زمان از زندگيتون به چه نوع مراقبتي نياز داره و بگذاريد كودك درونتون با دستي كه به اون تسلط نداريد پاسخ بده. بكوشيد پاسخهاتون صريح باشه مثلا: " دوست دارم هر روز صبح قدم بزنم  يا يه روز اصلا" كارخونه نكنم يا ..."

 ۲ _ با دستي كه بر اون تسلط داريد به طور واضح و مشخص براي كودك درونتون بنويسيد كه در پاسخ به درخواستهاش چگونه از اون مراقبت خواهيد كرد.

3 _ پاسخها رو در تقويم شخصيتون بنويسيد تا اونها رو از ياد نبريد. اونها رو در برنامه ي روزانه تون بگنجونيد و به اونها عمل كنيد.مثلا" دوشنبه ناهارم رو توي پارك مي خورم. سه شنبه فقط استراحت مي كنم و كار خونه نمي كنم. چهارشنبه دوچرخه بازي مي كنم و ...

4 _ با دستي كه بر اون تسلط نداريد تصوير والد مهرآميز و كودك درونتون را در حال انجام يكي از كارهاي فهرستتون بكشيد. 

تمرين :  شخص مهرآميز.

1 _ به شخصي فكر كنيد كه در زماني از زندگيتون احساس كرده بوديد كه مورد محبت و مراقبت او قرار گرفته ايد. شايد اين فرد همسر يا پدر يا مادر يا يك همسايه يا دوست يا معلم يا حتي درمانگرتون بوده.

2 _ از كودك درونتون بخواهيد كه تصوير شما و اون شخص را بكشد. زماني را نشان دهيد كه احساس مي كرديد مورد محبت و توجه اين شخص قرار گرفته ايد. تصوير را با دستي كه به اون تسلط نداريد بكشيد.

3 _ گفتگويي را بنويسيد .بگذاريد كودك درونتون با دستي كه به اون تسلط نداريد بنويسه كه از دريافت آن عشق و محبت و مراقبت چه احساسي داشته. با دستي كه به اون تسلط داريد، بگذاريد شخص مهرآميز بگويد كه ايثار اون عشق و محبت چه احساسي در اون به وجود مي آورده.

4 _ اگر در اين هنگام چيزي شما را مي آزارد، بگذاريد تا كودك درونتون با دستي كه به اون تسلط نداريد برايتان بنويسد كه چه چيز ناراحتش كرده است. آنگاه بگذاريد شخص مهرآميز گذشته ها _ با دستي كه بر اون تسلط داريد _ پاسخ بده و راه حلي ارائه بده.

ابراز عشق به كودك خشمگين درون :

دوست داشتن يا پذيرش كودك خشمگين درون برايمان بسيار دشوار است.اما والد مهرآميز مي تونه اين كار رو انجام بده. در طول گفتگو با كودك درون اون مي تونه به شكل كودك غمگين، كودك خشمگين، كودك آزارديده، كودك بازيگوش، كودك خوشحال و .... حالاتش رو به ما نشون بده و عواطف مختلفي رو بروز بده. اگر والد مهرآميز درونتون رو فعال كنيد  و آروم بر جا بمونيد اين آرامش شما به كودك اين اعتماد رو مي ده كه احساس واقعيش رو بروز بده بدون اينكه بترسه شما ناراحت بشيد. بگذاريد حتي وقتي عصبانيه خودش باشه چون ابراز خشم به شيوه اي ايمن به كودك درون اين امكان رو مي ده كه به سوي ساير احساسها توجه كنه.

تمرين هشياري :در پايان اين تمرينات با دستي كه بر اون تسلط داريد واكنشهاي خودتون رو درباره ي والد مهرآميز بنويسيد. بدون هيچ انتقاد يا تجزيه و تحليلي هر كاري رو كه كرديد مورد بازنگري قرار بديد. به اختصار بنويسيد كه چه تمرينهايي كرديد و در اين تمرينات چه چيزهايي رو كشف كرديد؟ آيا پي برديد كه والد مهرآميز درونتون در زندگي روزانه تان فعاله؟ در كداميك از اوضاع و شرايط او را فعال مي بينيد؟ كودك درونتون در كدام زمينه ها به شدت نيازمند والد مهرآميز درونتان است؟

خدايا! كمكمان كن تا مهر ورزيدن را از تو بياموزيم و براي خود والدي مهرآميز باشيم. آمين!

 

63 - کودک خودخواه درون

سلام و هزاران سلام و مثل هميشه با آرزوي بهترينهاي خدا برايتان.

درس امروزمون درباره ي يك وجه ديگه از كودك درونه به نام كودك خودخواه درون. همونطور كه قبلا" هم گفتم كودك درون مثل نيمه ي تاريك ما " همه چيز " است ولي ما فعلا" فقط اون جنبه هايي از اون رو كه بيشتر مهم هستند بررسي مي كنيم.اون هم از روي نوشته هاي دكتر كاپاچيونه.

_ كودك خودخواه درون :

درون همه ي ما يه بچه ي لوس و خودخواه هست كه مي خواهد " هر چه را كه مي خواهد، همان موقع كه مي خواهد ،به دست بياورد. اين جنبه ي "خودمدار " كودك درونه كه مي پنداره جهان بر محور هوي و هوسهاي اون مي چرخه.

 البته بيشتر ما به تملك " كودك خودخواه درون" خويش، اعتراف نمي كنيم.چون وجود چنين رفتاري چه در بالغان چه كودكان از ديدگاه جامعه نامقبوله.گويي فقط كساني كه مي تونند چنين رفتاري رو از خودشون بروز بدن، اغنيا و مشاهير و صاحبان قدرتند! مثلا" خيلي از بازيگران به بدخلقي و خودخواهي معروفن! شايد به اين دليل كه در جايگاه هنرمنداني خلاق؛ با كودك درونشون تماس نزديك دارند!

نكته ي مهم _ كودك خودخواه درون رو كاملا" منفي ندونين! اون هم جنبه ي منفي داره و هم مثبت! مثل هر ويژگي ديگه اي در درون ما!

شيطنت و بازيگوشي، حساسيت عاطفي، و تخيلي پرورش يافته، جملگي از صفات بارز كودك درونه و از جمله خصايصي است كه مثلا" موجب نبوغ خلاق و جاذبه ي بازيگران ميشه! اين بخش مثبت " كودك خودخواه درونه".

اما بخش منفي اون، زمانيست كه اجازه داده بشه اين كودك ، حكمران سراسر زندگي آدم بشه! چون يادتون نره كه گوش سپردن به نيازهاي كودك درون يك چيزه و سرسپردن به اون يك چيز ديگه!

 هدف ما از شناخت كودك خودخواه درون اينه كه احساسهايي را كه از بيان اونها واهمه داريم بشناسيم. اما اگه قرار باشه كه خودمون رو با كودك خودخواه درونمون همسان بپنداريم، جنبه ي مفرح و سرگرم كننده اش رو از دست مي ده و به يكي از مشكلات زندگي تبديل ميشه.

همونطور كه گفته شد بيشر مردم وجود كودك خودخواه درونشون رو نفي مي كنند و طبق درسهاي نيمه ي تاريك وقتي ما چيزي رو نفي مي كنيم مدام با آدمهايي كه اون خصوصيت رو دارند روبرو مي شيم چون طبيعت و كائنات مي خوان ما اين درس رو بياموزيم كه انسان كامليم و " همه چيز " هستيم.

مثال: دكتر كاپاچيونه در اين باره مثال جالبي مي زنه. اون ميگه دقت كردين كه گاهي فرزندان افرادي كه صاحب جاه و مقام در اجتماع و مقامهاي بزرگ ارشادي( به قول اون مثل رهبران كليساها) هستند ، كارهاي بد و خلافي ازشون سر مي زنه و همه متعجب مي شن كه چطور بچه ي چنين والديني اين طوري از آب در اومده؟

اون ميگه يك بار ديوان عالي كشورش براي والدين كودكان مجرم كلاس " شيوه ي موثر پدري و مادري كردن " گذاشت. بعضي هاشون خوابشون مي برد يا دوست نداشتند توي اين كلاسها شركت كنند. اما بقيه يعني بيشتر والديني كه در اين كلاسها شركت مي كردند، خودشون رو با والد نكوهشگر درونشون همسان مي دونستند.( بعدا" بيشتر در اين باره صحبت مي كنيم.).

 اونها معمولا" افرادي خويشتن دار بودند كه سعي مي كردند عواطف خودشون رو مخفي كنند. اونها درباره ي فرزندانشون انتظارهايي بالا و غير واقع بينانه داشتند.در واقع خيلي كمال گرا بودند و هميشه فكر مي كردند كه هيچ چيز به اندازه ي كافي خوب نيست.در واقع اونها هرگز حاضر نبودند اعتراف كنند كه در اعماق وجودشون موجودي خودخواه كمين كرده.

 حتي خيلي از اونها مي گفتند كه " ما اين همه ايثار در حق بچه هامون كرده ايم، اونها چطور مي تونند با وجود اين همه ايثار ما اين طوري رفتار كنند!"

" كاپاچيونه " ميگه والديني كه اين حرف رو مي زنند و معتقدند كه همه چيزشون رو فداي بچه هاشون كردند ولي فرزنداني ناآروم و خلافكار دارند كساني هستند كه شايد حتي از نظر مادي خيلي بچه هاشون رو تامين كرده باشند اما از نظر عاطفي هميشه اونها رو گرسنه نگه داشته اند . اونها كساني هستند كه كودك خودخواه درونشون رو نپذيرفته اند.

 در واقع علت رفتارهاي نابهنجار بچه هاي چنين والديني اينه كه اون بچه ها بخش خودخواه نفي شده ي والدينشون رو نمايان مي كنند تا از اين طريق توجه مورد نيازشون رو برآورده كنند! ( اين يعني همون ديده شدن صفت نيمه ي تاريك كه نمي پذيريمش و به همين دليل در اطرافيانمون تكرار ميشه).

( كساني كه دلشون مي خواد در اين باره بيشتر بدونند مي تونند كتاب "هفت قانون معنوي براي والدين" رو كه نوشته ي دكتر " ديپاك چوپرا " ست ، رو مطالعه كنند كه البته ما هم بعدها به اون مي پردازيم.)

شفاي كودك خودخواه درون :

تصديق اين شخصيت فرعي در درون ما مي تونه راهگشاي انرژي و نيروي زيادي در انسان باشه چون همون طور كه گفته شد اين بخشي از ماست كه بيشتر از ساير بخش هامون انكارش مي كنيم. سركوب كردن كودك خودخواه درون مستلزم تلاش عاطفي يا جسماني زياديه.

( مثال قايم كردن پرتقالهاي توي دست رو كه در درس نيمه ي تاريك گفتم به ياد داريد؟ اين كه اگه توي دستتون چند پرتقال داشته باشيد و بخواهيد اون رو طوري نگه داريد كه نه خودتون و نه ديگران اون رو ببينيد چه انرژي زيادي بايد صرف كنيد!)

پس همون بهتر كه ما واقعيت وجودش رو پذيرا باشيم. مواقعي هست كه همه ي ما مي خوايم كه به هر قيمتي كه شده امور به شكل دلخواه ما پيش برن. اين به اون معنا نيست كه لزوما" به اين شكل رفتارمي كنيم، حتي اگه اون احساس رو سركوب كنيم خدمتي در حق خودمون نكرديم.يادتون باشه ابدا" قصد ما اين نيست كه بگذاريم كودك خودخواه درون اختيار ما رو در دست بگيره. نه! اما اگر بخوايم يكسره هم اون رو سركوب كنيم  مي تونيم دچار خطر بيماريهاي مهلك بشيم! چه طوري؟!

خيلي از روانشناسان گفتند كه سرطان زاييده ي خشمي است كه به جاي بيرون ، به درون معطوف شده.رها و نمايان كردن كودك خودخواه درون به طريقي ايمن و سازنده باعث ميشه كه ما اقتدار جسم و روحمون رو باز يابيم و اين باعث شفاي جسم و روح ميشه.

 تمرينات پذيرفتن خودخواهي كه در نيمه ي تاريك به اون اشاره شده براي اين رها سازي و پذيرش بسيار موثره. خود " دكتر كاپاچيونه" مي گه : " وقتي من مبتلا به سرطان لاعلاج شدم درمانگرم به من اجازه داد كه با مشت زدن به تصوير پزشكاني كه تشخيص نادرست داده بودند يا با دادن داروي افراطي حالم رو بدتر كرده بودند، جار و جنجال راه بندازم و با در اختيار داشتن فضايي ايمن دق دلي كودك خودخواه درونم رو خالي كنم و پذيراي اون باشم و از اين طريق و از راه گفتگو با كودك درونم موفق شدم سرطانم رو مداوا كنم."

بنابراين براي رها سازي كودك خودخواه درونتون تمرينات زير را انجام بدهيد:

_ با اون با استفاده از روش گفتگو با دو دست صحبت كنيد و بينيد چه چيزهايي رو مي خواد. سعي كنيد بين خواسته هاي منطقي و غير منطقي اون تعادل برقرار كنيد. براي اين كار بايد به خواسته هاي منطقيش تن بديد و جايي كه خشم اون خالي نشده اين خشم رو در فضايي ايمن تخليه كنيد.( براي اين كار از روش مشت زدن، و تخليه ي انرژي ها كه قبلا" گفته ام استفاده كنيد. مي تونيد اسم كسي رو كه آزارتون داده بنويسيد و يا عکسش رو مقابلتون بگذاريد و تا دلتون مي خواد با مشت و لگد اون رو بزنيد. بهتره در پايان كه همه ي انرژيتون تخليه شد تمرين بخشايش رو هم براي اون انجام بدين.)

_ تمرينات نيمه ي تاريك رو براي پذيرفتن اين بخش از وجودتون انجام بدين و اون رو بپذيريد. ( در درسهاي نيمه ي تاريك توضيح داده شده.)

_ بعد از اين تمرينات با دستي كه به اون مسلط هستيد هر گونه واكنشي رو كه نسبت به اين مطالب در ذهنتون داريد بنويسيد. آيا تمرينات رو انجام داديد؟با دست راست مشاهدات و بينشهاتون و گزارش چگونه انجام دادن اين تمرينات رو _ بدون داوري و راه حل دادن يا انتقاد از خود _ بنويسيد.( يعني گزارش وار آنچه را كه رخ داده و تمرين كرده ايد بنويسيد. ( به اين قسمت تمرين كه با دست راست انجام ميشه مي گن هشياري)

خدايا! كمكمان كن تا كودك درونمان را رها و نمايان كنيم تا شفا يابيم.آمين!

71 - كودك خلاق درون

با هزاران سلام و تبريك سال نو و آرزوي بهترينهاي خداوند براي همه در سال جديد. در اين جلسه راجع به قدرداني از كودك خلاق درون با هم صحبت مي كنيم . همون طور كه بارها گفتم با استفاده از نوشته هاي دكتر كاپاچيونه.

" بودلر" گفته : " نبوغ يعني بازيابي كودك درون. " و " پيكاسو " گفته : " هر كودكي هنرمند است. مساله اينست كه چگونه پس از بزرگ شدن هنرمند باقي بماند! "

كودكان به طور طبيعي خلاقند و داراي تخيلي قدرتمند هستند. مخصوصا " در دوره ي پيش از دبستان.اما ناگاه در دوره ي متوسطه جرقه هاي خلاقشان فروكش مي كنه و در دوران بلوغ و پختگي خاموش مي شه.

 

خيلي از بزرگسالاني كه بهشون توصيه ميشه براي ارتباط با كودك درونشون نقاشي كنند ، دستپاچه مي شن و مي گن اين كار از اونها بر نمي آد. در حالي كه كافيه والد نكوهشگر درونشون رو چندي به مرخصي بفرستند و فضايي ايمن به وجود بيارن تا كودك خلاق درونشون بتونه نمايان بشه و خودش رو نشون بده چون كودك خلاق درون مي تونه نقاشي كنه، برقصه، آواز بخونه، اختراع كنه ، بنويسه ، كشف كنه و ...اما والد نكوهشگر چون هميشه نگرانه اينه كه تجربه به خطا بينجامد، به همين دليل اجازه ي آزمايش و تجربه رو نمي ده و راه خلاقيت رو مي بنده.

 

 اما حيات كودك خلاق درون به همين آزمايشها و تجربه هاست. بايد به اون اجازه داد كه به كشف امكانات جديد بپردازه و اشتباه هم بكنه چون براي كودك درون اشتباه معني نداره و آنچه وجود داره فقط كشف كردنه.

هر وقت ما با هر نوع مانع خلاقيت روبرو بشيم، به اين معناست كه كودك خلاق درون در اسارت نگاه داشته شده است. ما در اين جلسه مي خوايم بياموزيم كه به جهان جادويي كودك خلاق درون برگرديم.

 

خلاقيت در دوران كودكي :

 

كاپاچيونه مي گه وقتي مردم به اون مي گن كه بي استعدادند يا خلاق نيستند اون از اونها مي خواد كه بعضي از كارهاي تخيلي را كه در كودكي دوست داشتند انجام بدهند را به خاطر بياورند. دوست داشتند چه كسي بشوند؟ در سفرهاي خيالي خود به كجا مي رفتند؟اون وقت اونها  داستانهاي زيادي از خودشون به ياد مي آرن كه مثلا با تكه پارچه هاي كهنه اسباب بازي درست كردند يا نمايشنامه نوشتند يا ...

اما اونهامعمولا" بعد از به ياد آوردن اين داستانها غمگين مي شن چون فكر مي كنن اون بخش جادويي و خيال انگيز وجودشون جايي گم شده. در حالي كه روزگاري وجود داشت!

حالا من به شما مژده مي دم كه اون بخش در درون شما پنهان شده و مي تونيد با فعال كردن كودك خلاق درون احساس شگفتي كنيد! خلاقيت در انحصار عده ي خاصي نيست بلكه همه ي ما داراي اون هستيم. بدون حضور كودك خلاق درون هيچ چيزي چندان جاذبه اي نداره و الهام بخش و خيال انگيز نيست. خلاقيت را از بودن در كنار افرادي كه كودك خلاق درونشون زنده و فعاله بياموزيد نه از كتاب و كلاس هاي جور واجور. از تمرينهاي زير هم براي باز يافتن كودك خلاق درونتون استفاده كنيد.

 

_ كودك درون گذشته ها :

 

1 _ به زماني از كودكيتون بينديشيد كه چيزي را اختراع كرديد يا به وجود آورديد يا به كاري خلاق دست زديد يا با استفاده از قوه ي تخيل خودتون عوالمي رويايي و خيالي آفريديد يا مسايلي را حل كرديد يا ژرف ترين احساسهايتان را بيان و عيان كرديد.

 

2 _ با دستي كه بر اون تسلط نداريد تصوير خودتان را به صورت كودكي در حال انجام كاري خلاق ترسيم كنيد.

 

3 _ با دستي كه بر اون تسلط نداريد، بگذاريد كودك خلاق درونتون درباره ي اين تجربه بنويسه.

 

4 _ از كودك خلاق درون گذشته تان بخواهيد با دستي كه بر آن تسلط نداريد، شعري درباره ي خودش بنويسه.

 

نكته ي مهم _ كودك خلاق درونتون هنوز زنده است،و مي تونه در زندگي روزمره تان متجلي بشه. مي تونه در شيوه ي تزئين خانه،طرز لباس پوشيدن، شيوه ي آشپزي، يا تزتيين گل و ... خودش رو نشون بده. يا در تفريحات و سرگرميهاي شخصي و سير و سفرها و ورزشهايتان نمايان بشه. مي تونه افقهاي حرفه و هدفهايتان را بگسترد و برايتان طراوت و تازگي به بار بياورد.

 

 

_ تمرين كودك خلاق درون :

 

1 _ با دستي كه به اون تسلط نداريد، تصوير كودك خلاق درونتون رو بكشيد.

 

2 _ در گفتگوي نوشتاري با كودك خلاق درونتون با دستي كه بر اون تسلط داريد، از كودك خلاق درونتون بپرسيد كه در اين لحظه از زندگيتون چه احساسي داره. آيا فعاله يا پنهان شده ؟ دوست داره چه كار كنه و چه احساسي داشته باشه ؟ و شما چه مي تونيد بكنيد تا اون رو به خواسته اش برسونيد؟  بگذاريد كودك خلاق درونتون با دستي كه بر اون تسلط نداريد پاسخ رو بنويسه.

 

 

_ تمرين آرزوها و رويا ها :

 

1 _ از كودك خلاق درونتون بخواهيد كه با دستي كه به اون تسلط نداريد، تصوير كاري را كه مي خواهد انجام بدهد، يا چيزي را كه مي خواهد بيان و عيان يا تجربه كند، بكشد.

 

2 _ اكنون با دستي كه بر آن تسلط نداريد، تصوير ديگري بكشيد. اين بار كودك خلاق درونتان را پس از رسيدن به خواسته اش بكشيد. شايد كاري خلاق را به پايان يرده يا مهارت تازه اي آموخته باشد يا به ترس يا مانعي غلبه كرده باشد.

 

نكته ي مهم _ رابطه ي كودك خلاق درون و حرفه ي شخص :

هميشه يادتون باشه كه والد نكوهشگر درون مانع فعال شدن كودك خلاق درونه. اون هر گونه تلاش شما رو براي نوآوري و خلاقيت به باد مسخره مي گيره و نااميدتون مي كنه. پس با كودك خلاق درونتون گفتگو كنيد و با گوش سپردن به احساسات كودك درون و مراقبت و حمايت دائمي از اون و رفتار درست با والد نكوهشگر درون، فضايي ايمن به وجود بياريد تا كودك خلاق درونتون نمايان و شكوفا بشه. اون وقت شاهد بزرگترين پيشرفتها و شگفتيها در حرفه تان مي شويد.

 

 

_ تمرين فرا خواندن كودك خلاق درون به حرفه ي خويش :

 

1 _ از كودك خلاق درونتون بپرسيد كه اخيرا" چگونه خودش را در كارتان نمايان مي سازد. در كدام اوضاع و شرايط احساس مي كنه كه مورد استقبال قرار گرفته يا حتي بخشي ضروري در كارتان است؟ با دستي كه بر آن تسلط دايد، سوالها را بپرسيد و اجازه بديد كودك خلاق درونتون با دستي كه بر اون مسلط نيستيد پاسخ  بده.

 

2 _ به گفتگو با كودك خلاق درونتون ادامه بديد. از او بپرسيد كه احساس مي كنه در كدام زمينه هاي كارتان جايي به او داده نشده است؟ كدام اوضاع و شرايط او را مي آزارد و ناراحت مي كند و ناديده مي گيرد و يا وا مي نهد؟

 

3 _ از كودك خلاق درونتون بپرسيد كه دوست  داره چگونه در زندگي حرفه اي تان ، نمايان بشه. اگر جايگاه بر حق خويش را مي يافت، چگونه زندگي حرفه اي تان را تغيير مي داد؟ آيا شغل شما را عوض مي كرد؟ آيا كلا" حرفه تان را تغيير مي داد ؟ آيا نقش يا مسئوليت يا مقام شما را عوض مي كرد؟ آيا محيط كار يا اوضاع و شرايط كارتان را تغيير مي داد؟

 

4 _ با دستي كه بر آن تسلط نداريد بگذاريد كودك خلاق درونتون تصوير خودش را در يكي از اوضاع و شرايط حرفه اي _ در حالي كه بسيار خلاق و نمايانگر ابداع و مظهر تخيل است _ بكشد.

 

_ تمرين نا منظم بودن :

 

به خودتون اجازه ي نا منظم بودن بديد. اجازه بديد با سر انگشتهايتان رنگهاي متفاوتي را بر روي كاغذ بيازماييد. خيلي از بزرگسالان قادر به اين كار نيستند چون والد نكوهشگر درونشون در طي اين تمرين داد مي كشه كه اين كار بچگانه و احمقانه ايست!

در اين مقطع قلم و كاغذي بر داريد  و بگذاريد والد نكوهشگر درونتون با دست مسلط شما نظرش رو بنويسه اما بعد از اون با دستي كه به اون تسلط نداريد به كودك خلاق درونتون اجازه بديد تا به پا خيزد و خواسته هايش را به گوش والد نكوهشگر درونتان برساند و بگذاريد در نهايت تصميم گيري با كودك خلاق درون باشه نه والد نكوهشگر!

 

_ تمرين خمير بازي :

 

 يكي از تمرينهاي موثر براي پرورش كودك خلاق درون، خمير بازي با چشمهاي بسته است! چشمها بايد حتما" بسته باشه تا والد نكوهشگر درونتون نتونه قضاوت كنه. اين تمرين فقط براي اينه كه سر انگشت ها قوي بشه و شخص به بازي بنشينه.

 

 

_ تمرين هشياري :

 

 با دستي كه به اون تسلط  داريد، آنچه را كه درباره ي كودك خلاق درونتون كشف كرديد بنويسيد. آيا كودك خلاق درونتون سرزنده و قدرتمنده؟ آيا خودش را پنهان كرده يا كاملا" فعاله " در كدام زمينه هاي زندگيتان خودش را نشان مي دهد ؟ دوست  دارد كه در كدام بخش زندگيتان نمايان تر بشود؟

 

خدايا ! با آمدن فصل سبز بهار ياريمان كن تا كودك خلاق درونمان را سبز و شكوفا كنيم! آمين!