X
تبلیغات
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ

قالب وبلاگ

Love is .............. - (جلسه 49 – نوشتن نامه به هفت سنخ از آدميان)

 

(جلسه 49 – نوشتن نامه به هفت سنخ از آدميان)

 

با آرزوي توانگري راستين براي همه، درس امروز را با هم شروع مي كنيم.در جلسه ي قبل درباره ي شيوه ي ويژه ي عشق كه نامه نوشتن به فرشته ها بود ، براتون توضيح دادم. بعضي دوستان مي خواستند دقيق بدانند كه آيا براستي در كتب مقدس به چنين چيزي اشاره شده است؟ در اين جلسه ما در ادامه ي درس شيوه ي عشق اين موضوع را بررسي مي كنيم.

 

دانشمندان ذهني زيادي اين موضوع را بررسي كرده اند و چون بيشترشان مسيحي بودند آن را بر اساس نوشته هاي انجيل تائيد كردند. من اين مطالب را ازقول آنها و بر اساس نوشته هاي پاندر براتون توضيح مي دم. من فقط اطلاعات خودم رو به شما می گم اما شما برای باور اونها خودتون باید تحقیق و بررسی کنید. 

من در بخش اول شيوه ي عشق توضيح دادم كه مي تونيد به فرشته ي خاصي در خودتون يا ديگران نامه بنويسيد و حالا در بخش دوم شيوه ي عشق، مي خواهم اين را بگويم كه هفت دسته از آدمها هستند كه با دليل و برهان و زبان نميشه با اونها ارتباط درست برقرار كرد و حتما" بايد به فرشته ي اونها نامه نوشت.

در انجيل بخشي هست به نام مكاشفه ي يوحنا .

 

_ يوحنا كه بود؟

من در پست " چرا جادوگر سرگردان " ، جايي كه از روياي خودم درباره ي يوحنا نوشته بودم كمي درباره ي او توضيح داده ام. خود كلمه ي يوحنا يعني " پيام آور محبت " و اين نامي بود كه عيسي مسيح به او داد.

يوحنا از رهبران كليسا در قرن اول ميلادي بود و از حواريون عيسي مسيح .او به خاطر ايمانش به مسيح به جزيره اي خشك به نام " پطموس " تبعيد مي شود. در آنجا خدا چيزهايي را به او نشان مي دهد.او عيسي مسيح را مي بيند با هفت ستاره و هفت شمعدان. عيسي مسيح به يار وفادارش مي گويد : " هفت ستاره فرشتگان هفت كليسا هستند و هفت شمعدان ، خود هفت كليسا هستند! " آنگاه عيسي مسيح به او مي آموزد كه براي هفت فرشته نامه بنويسد!

در انجيل گفته شده است كه خدا به مسيح اجازه داد تا اين وقايع را در يك رويا براي خدمتگزارش يوحنا فاش كند! حتي فرشته اي از آسمان به زمين آمد و معاني بسياري را براي يوحنا تعريف كرد.و يوحنا همه ي آنچه از مسيح آموخته بود را در اين مكاشفه نوشت اما او آنها را به زباني رازگونه  نوشت تا به دست نااهلان آن زمان از بين نرود.

در ابتداي اين مكاشفه آمده : " كسي كه اين چيزها را كه خدا از پيش به ما خبر مي دهد، براي ديگران بخواند ، از خداوند بركت مخصوص مي گيرد و كساني هم كه در موقع خواندن، به آن گوش بدهند و به دستورات آن عمل كنند خوشبخت خواهند شد. "

اين قسمت به صورتي سمبليك نوشته شده اما بيشتر مفسران اون رو به اين صورت تفسير كرده اند كه در مكاشفه ي يوحنا، توصيه ي او را بر اساس سخنان عيسي مسيح ، مي خوانيم كه به فرشته هاي هفت كليسا نامه بنويسيد. واژه ي كليسا، اغلب مظهر آگاهي معنويست. هفت كليسا نماد هفت سنخ از آدميان است كه از طريق نامه نوشتن به فرشته يا ضمير برتر آنها، بهتر مي توان به آنها دست يافت. ظاهرا" اينها كساني هستند كه از ساير راهها نمي شود با آنها ارتباط برقرار كرد. در مورد اينگونه اشخاص، يا بايد برايشان دعا كرد يا به فرشته ي شفا، ثروت و توانگري، عشق و محبت ، فرشته ي رهايي و آزادي و ...آنها نامه نوشت.

 

من اين هفت دسته را بر اساس مكاشفات يوحنا براتون مي نويسم . همونطور كه قبلا" هم گفتم اين قسمتي است از انجيل كه رازگونه نوشته شده است تا فقط آنها كه زمانشان رسيده آن را دريافت كنند اما دانشمندان ذهني از جمله " كاترين پاندر "آن را تفسير كرده اند.

 

 بنابراين اگر افرادي را توانستيد در طبقه بندي زير ، قرار بدهيد بجاي جر و بحث و جدل با آنها ، حتما" از راه نامه نوشتن به آنها پيش برويد. ( در ضمن یک نفر ممکنه به نظر شما جزو چند دسته باشه و باز هم فرقی نمی کنه و بایدبراش نامه بنویسید.)در اين روش نامه نوشتن ، مي تونيد يا به فرشته ي خاصي در او ( بر اساس چيزي كه مي خواهيد ) نامه بنويسيد و يا به صورت كلي خطاب به فرشته ي او نامه بدهيد. مثلا" بنويسيد : نامه به فرشته ي ......( نام او را بنويسيد.)

 

 

هفت سنخ از آدميان كه براي ارتباط بهينه با آنها بايد برايشان نامه نوشته بشود :

 

1 _ براي ارتباط با سنخ شيفته ي هيجان :

 

" به فرشته ي كليسا ي افس بنويس. "  ( انجيل _ مكاشفه ي يوحنا _ 2:1 )

 

واژه ي " افس" يعني دلپذير و خوشايند و جالب توجه. شايد اشخاص جالب توجهي را بشناسيد كه به آساني نمي توان به آنها دست يافت.زندگي بروني آنها سرشار از هيجانهاست.آنها انسانهايي هستند عاطفي و فريفته ي سرگرميها و صاحب سليقه هاي نمايشي و افراطي. نكته ي مهمي كه درباره ي اين اشخاص بايد به خاطر نگاه داشت اينست كه آنها آرزويي ژرف براي موهبتهاي عظيمتر زندگي دارند. هر چند بيقرار به نظر مي رسند اما شناخت آنها آسان است : مردماني خوشايند و دلپذير كه به ظرايف و زيبائيهاي زندگي علاقمندند. با نامه نوشتن به فرشته ي آنها ، و بيان حقيقت درباره ي هستي آنها ، به آساني به ژرفاي وجودشان دست مي يابيد و آنها هم شادمانه به شما پاسخ مثبت ميدهند.

 

 

2 _ براي ارتباط با سنخ تلخ و شيرين :

 

" و به فرشته ي كليساي اسميرنا بنويس. " ( انجيل _ مكاشفه ي يوحنا _ 2:8 )

 

واژه ي اسميرنا يعني جسم سيال و ماده ي شناور. افراد اين گروه خوش ظاهرند و شيفته ي نمايش و زيبايي و تجملات. پاي خود را از گليم خويش درازتر مي كنند و همواره گرفتار مشكلات مالي هستند.

 

مثال : مردي بازرگان با همسرش كه از او طلاق گرفته بود، مشكلات مالي فراوان داشت. دل مرد شكسته بود چون هنوز همسرش را دوست داشت. سعي مي كرد با همسرش راجع به آشتي حرف بزند اما زن برآشفته بود و استدلالهاي او را نمي پذيرفت. او بعد از اينكه شيوه ي نامه نوشتن به فرشته ها را آموخت فهميد كه همسرش جزو اين دسته است بنابراين به جاي جدل با او آرام گرفت و شروع كرد به فرشته ي همسرش نامه نوشتن. چندي بعد همسرش گريان با او تماس گرفت و گفت كه جدايي اش از او اشتباه بوده. آنها دوباره با هم ازدواج كردند اما مرد كه يقين دانسته بود زنش جزو اين دسته است، به كاترين پاندر گفت هنوز براي فرشته ي او نامه مي نويسم تا هماهنگي زندگيم حفظ بشود.

 

3 _ براي ارتباط با سنخ كناره جوي روشنفكر :

 

" و به فرشته ي كليسا ي پرغامس بنويس. " ( انجيل ( مكاشفه ي يوحنا _ 2: 12 )

 

واژه ي " پرغامس " يعني اتحاد نيرومند و پيوند نزديك. اين سنخ شكوهمند معمولا" متعلق به اشراف دولتمند و ثروتمندان يا اديبان و دانشمندان و هنرمندان و شيفتگان جامعه و سياستمداران است زيرا آنها با خانواده يا جامعه يا روابط شغلي خود، اتحادي نيرومند و پيوندي نزديك دارند. اين گونه اشخاص، اغلب نسبت به غريبه ها و دوستان جديد و آرمانهاي تازه بدگمانند.

 

مثال: مردي جوان عاشق دختري شده بود و مي خواست با او ازدواج كند. اما دختر با خانواده اش اتحادي نيرومند و پيوندي نزديك داشت. آنها نمي خواستند از نظر عاطفي او را از دست بدهند. اين خانواده نسبت به غريبه ها و اشخاص تازه آشنا و كارها و آرمانهاي جديد، بدگمان بودندو در واقع هر چيز تازه را تهاجمي به زندگيشان مي دانستند. مرد جوان دريافت كه دست يافتن به دختر ، از راههاي بشري غير ممكن است و عشق او به تنهايي كاري از پيش نمي برد. اما چون شاگرد حقيقت بود مي دانست كه تنها راه كنار آمدن با حس تملك شديد خانواده ي دختر، محبت است و نامه نوشتن به او و خانواده اش. او ماهها از اين شيوه استفاده كرد و براي فرشته ي دختر و همين طور فرشته ي خانواده اش نامه نوشت و آزادي و رهايي عاطفي او را طلبيد و ازدواجي سرشار از خوشبختي و روابط خانوادگي الهي و هماهنگ راخواست. چند ماه هيچ دگرگوني اي اتفاق نيفتاد اما ناگهان همه چيز عوض شد. فرشته هاي آنها، در مقابل سماجت او براي نامه نوشتن ، كوتاه آمده بودند و او به خواسته هايش رسيد.

 

4 _ براي ارتباط با سنخ پرشور و ستيزه جو :

 

" و به فرشته ي كليسا ي طياتيرا بنويس. " ( انجيل _ مكاشفه ي يوحنا _ 2:18 )

 

واژه ي " طياتيرا" يعني سراسيمه و دست پاچه اي كه هميشه شتابزده است، آتشي مزاج غيور ستيزه جويي كه زود از كوره در مي رود. افراد اين سنخ بيشتر اهل حرف هستند ، نه عمل. يعني قادر نيستند انديشه ها و آرمانهايي را كه در سر دارند به ثمر برسانند. طياتيرا ها اغلب به ورزشكاران علاقه ي بسيار دارند.

 

مثال : خانمي متوجه شد كه مربي باشگاه پسرش با نوجواناني كه به آنها ورزش مي آموخت با خشونت رفتار مي كرد. هر چند همه از خشونت او نا راضي بودند اما هر گاه كسي به معلم اعتراض مي كرد خشونتها بالا مي گرفت.بنابراين آنها شروع كردند به نوشتن نامه به فرشته ي معلم ورزش. چندي گذشت و نتيجه اي عايد نشد. اما ناگهان ورق برگشت چون معلم اعلام كرد كه براي احراز شغلي بهتر ، اين كار را ترك مي كند. اين شغل باعث مي شد تا معلم بتواند در دانشكده تدريس كند و در همان زمان بتواند فوق ليسانس خود را هم كه بالاترين آرزوي او بود، دريافت كند! آنگاه مادر دريافت كه رفتار خشن مربي ناشي از ناكامي و عدم رضايت شغلي او بود. يكي ديگر از نتايج حيرت انگيز اين نامه نوشتن اين بود كه پسر اين خانم از اين باشگاه ورزشي كاپ قهرماني هديه گرفت كه فرشته اي زينت بخش آن بود!

 

5 _ براي ارتباط با سنخ تن پرست ترسو :

 

"و به فرشته ي كليسا ي ساردس بنويس. " ( انجيل _ مكاشفه ي يوحنا _ 3:1 )

 

واژه ي " ساردس " يعني شاهزاده ي قدرت، جبون بزدل، بيمناك، دل نگران ، آن كس كه همواره از چيزي مي هراسد. اين گونه اشخاص بنده ي تن خود هستند. همواره از حواله ي بانكي، تصادف، و آنچه كه مي خورند مي ترسند. هميشه جوياي رفاه و آسايش و تن پروري و چيزهاي نرم و راحت و آسان زندگي هستند. گويي هيچ كتاب و درس و سخنراني و تعليمي نمي تواند از ترس آنها بكاهد. اما نامه نوشتن به فرشته ي آنها ، روح جسور و دلاور و بي باك آنها را بر مي خيزاند و " شاهزاده ي قدرت " مي شوند.

اين گونه اشخاص همواره تغيير عقيده مي دهند. گلوي آنها _ كه مركز قدرت بدن است _ معمولا" ضعيف ترين و آسيب پذيرترين نقطه ي تن آنهاست. وقتي مي ترسند دچار گلو درد يا ناراحتيهاي حلق مي شوند. چنين اشخاصي استعدادي عظيم براي قدرتمند شدن دارند. با نامه نوشتن به فرشته ي آنها، به آنها بي باكي و ثباتي را مي بخشيد كه آرزومند بيان و تجلي آن هستند.

 

مثال : مرد بازرگاني هر چه مي كوشيد كه كاري تجاري را به ثمر برساند موفق نمي شد. همه ي كساني كه در اين معامله ذينفع بودند مي خواستند كه از اين مذاكرات زودتر نتيجه بگيرند بجز يك نفر آنها كه به كلي مردد و دودل بود. بازرگان با دقت در رفتار آن مرد فهميد كه آن مرد، متعلق به دسته ي نامطمئن هاست كه هميشه دودل هستند پس شروع كرد به فرشته ي آن مرد نامه نوشتن و خواست كه اين كار هر چه زودتر به نتيجه اي شايسته و مناسب برسد، تا براي همگان بركت و رضايت آورد. چند روز بعد ، همان مرد با او تماس گرفت و گفت :" بيا اسناد را امضا كن چون به اندازه ي كافي تاخير كرده ام و مشتاقم هر چه زودتر اين كار فيصله يابد! "

 

6 _ براي ارتباط با سنخ دوستدار امور خيريه :

 

" و براي فرشته ي كليسا ي فيلادلفيه بنويس. " ( انجيل _ مكاشفه ي يوحنا _ 3:7 )

 

واژه ي " فيلادلفيا " يعني اخوت و عشق برادرانه و محبت جهاني. اين گونه اشخاص بسيار درباره ي برادري انسانها صحبت مي كنند. اما محبت از نظر آنها يعني كار و نمايش بيروني، نه اصالت و هوشياري باطني و آگاهي ژرف از عشق راستين. اينها شيفته ي انسان نيستند، فريفته ي گردهمايي هاي سازماني و شركت در جلسات و باشگاههاي مختلف و سازمانهاي اخوت و اماكن مذهبي و جوياي گروهها و شهرونداني هستند كه در پي عشق جهاني و محبت برادرانه باشند. گاه آنقدر خود را در امور خيريه خفه مي كنند كه از شدت فرسودگي ناكام مي شوند.

هر گاه خود را در گروه يا سازماني يافتيد كه امور خيريه اش نا متعادل به نظر مي رسيد و با فهم و شعور باطني عشق اصيل و راستين همراه نبود ، مي توانيد به فرشته ي آن سازمان نامه بنويسيد و بخواهيد كه عشق الهي در اعمال اعضاي آن گروه زنده و ظاهر بشود. با اين كار، اشخاصي كه با عشق الهي همنوا نيستند ، به شيوه اي هماهنگ از آن گروه بيرون مي روند. آنان نيز كه با اهداف گروه هماهنگي كامل دارند پديدار مي شوند و پايدار مي مانند. با اين كار، آرامش و هماهنگي درون و برون ايجاد و حفظ مي شود.

 

مثال : رئيس سازماني متوجه ي ناهماهنگي در اداره اش شد. معلوم نبود چه كسي مسئول اين بي قراري و گرايشهاي منتقدانه ي گروه است. او راههاي مختلفي را براي برقراري نظم آزمود اما گروه همچنان كناره جو و انتقاد آميز و ناهماهنگ بجا ماند.

او شروع كرد به نامه نوشتن روزانه به فرشته ي سازمان، و از او كمك خواست تا محبت و تفاهم را ديگر بار برقرار كند.آنگاه نوشت :" من اين بار را به فرشته ي الهي مي سپرم. فرشته ي عشق هم اكنون در اين وضعيت، و در دل همه ي كساني كه با اين سازمان رابطه دارند، ظهور مي كند. "

چندي نگذشت كه چند نفر استعفا دادند و سازمان را ترك كردند و كاركناني جاي آنها را گرفتند كه مشتاق آرامش و پيشرفت بودند.

 

نكته : بنابراين از اين روش مي شود براي نامه نوشتن به يك سازمان، اداره يا هر محيط كاري ديگر هم بهره جست.

 

7 _ براي ارتباط با سنخ سرگردان بي ثبات :

 

" و به فرشته ي كليسا ي لاودكيه بنويس. " ( انجيل _ مكاشفه ي يوحنا _ 3: 14 )

 

واژه ي " لاودكيه " يعني عدالت و داوري. اين گونه اشخاص غالبا" چهره اي ناعادلانه دارند. بي ثبات و بيقرار و دگرگوني پذير و آوارگاني جوينده ي عقايد و اماكن تازه اند. اغلب اوقات معتقدات ديني و ديدگاههاي سياسي خود را عوض مي كنند. آنها ناآرام و خرده گيرند. معمولا" احساس مي كنند كه در حق آنها ناروايي شده يا از آنها سو استفاده كرده اند.

اين اشخاص از شغلي به شغلي ، از عقيده اي به عقيده اي، و از باشگاهي به باشگاهي ديگر رهسپارند. زيرا آرام و قرار ندارند و همواره در حال " الحاق " هستند. اصلا" جايي بند نمي شوند تا بتوانند دريابند كه آنجا سودي به حالشان دارد يا نه.

وقتي به فرشته ي چنين شخصي نامه مي نويسيد ، به تاكيد ندا در دهيد كه قانون عشق الهي عشق و عدالت، در زندگي و امور او به كاملترين كار خود سرگرم است و او به يمن هدايت الهي، در جاي درست خود قرار مي گيرد. او از طريق ذهن نيمه هشيارش به بينش  عالي و بلندي كه براي كمال و ثبات او در نظر داريد ، بيشتر و بيشتر پاسخ مثبت مي دهد.

 

نكته : اولا" فراموش نكنيد كه اگر كشف كرديد يكي از اطرافيانتان جزو اين هفت سنخ است، اجازه نداريد اين را چماق كنيد و بر سر او بكوبيد! نه! فراموش نكنيد كه اين شيوه براي ايجاد عشق است پس اگر شما در راه تحقير ديگران از آن استفاده كنيد، كارماي بدي دريافت خواهيد كرد. ثانيا" شما هم ممكن است ، خودتان، جزو يكي از همين هفت سنخ باشيد! در اين حالت حتما" براي فرشته ي خودتان نامه بنويسيد.

 

در پايان اين مبحث شگفت انگيز، تاكيد و يادآوري مي كنم كه وقتي به فرشته ي كسي نامه مي دهيد، از ويژگيهاي انساني او فراتر مي رويد و به ضمير معنوي او دست مي يابيد و موانعي چون خودبيني و غرور و خودپسندي و فريب و مشاجره و كدورت و احساس حقارت را پشت سر مي گذاريد و بر ژرفترين مسند قضاوت مي نشينيدو در فطرت معنوي او نفوذ مي كنيد. پس بي درنگ سرگرم نامه نگاري با فرشته ي خودتان و ديگران بشويد و ثمرات نيكو و شگفت آن را درو كنيد.

 

خدايا! تو را سپاس مي گويم كه با شيوه ي عشق بهترينها را ممكن مي سازي! آمين!

 



تاريخ : جمعه نوزدهم اسفند 1390 | 15:39 | نویسنده : venouse |