تبليغاتX
-> Love is ..............

Love is ..............

همراز سکوت

جلسه نهم (قانون سپاس)

 

کلاس کائنات ، انسان ، عشق(جلسه ی 9_ قانون سپاس)


سلام  سلام!



یادتونه که با هم یاد گرفتیم که هر کلام و فکری را که ما با تکرار و تلقین به باور تبدیل کنیم ، بچه غول یعنی ضمیر ناخود آگاهمون اون رو می سازه؟ خوب ، حالا می خوام بگم که برای خلق و ساخته شدن باورهای ما ، همه ی کائنات در خدمت بچه غول هستند! اصلا" می دونی وقتی خداوند در قران فرموده:

و سخرنا لکم السماوات والارض...منظور همین بوده که آسمانها و زمین در خدمت بشر هستند چون اون خلیفه و جانشین خداوند در روی زمینه! به نظرتون میشه آدم جانشین کسی باشه اما هیچ چیزی از قدرت اون ، به ارث نبرده باشه؟! پس ما چون خلیفه های خدا هستیم از قدرت خلق کردن برخورداریم و خداوند به آسمانها و زمین و هرچه در آنست (کائنات) دستور داده تا آنچه را که می خواهیم(یعنی آنچه را که با تکرار و تلقین به باور تبدیل می کنیم) برای ما خلق کنند.به این می گن قانون کائنات.



قانون اول کائنات: کائنات موظف به فرمانبرداری از باورهای ما هستند.



قانون دوم کائنات: به محض این که اعلام آمادگی کنیم از کائنات کمک و پاداش می رسد.




خوب، چه طوری به کائنات اعلام امادگی کنیم که چی می خوایم؟

ما با باورمان از هر چیز، به کائنات، اعلام آمادگی می کنیم.



خوب، چه طوری کائنات می پذیرن که ما چیزی رو باور کردیم؟

ما کلام و فکرمون رو با تکرار و تلقین به باور تبدیل می کنیم. در واقع چیز هایی که ما روی اون ها تمرکز می کنیم، و مدام روشون تاکید می کنیم ، به باور تبدیل میشن. کائنات عین بچه غول می مونن! اونها کاری به خیر و صلاح ما ندارن! فقط نگاه می کنن ما چه چیزی رو باور کردیم، بعد خلقش می کنن. اگه روی شکست ، و مریضی تمرکز کرده باشیم، اون رو می سازن. اگه روی ثروت و شادی تمرکز کرده باشیم اون رو می سازن!



یه نکته ی جالب برای رسیدن به وزن ایده ال:

دیدین کسانی که مدام نگرانن که چاق نشن ، مدام چاق تر میشن! این به خاطر اینه که اونها روی چاقیشون تمر کز کردن! هی میرن جلوی آینه و از خودشون می پرسن: چاق تر شدم یا نشدم؟! به همین دلیل هر چی رژیم می گیرن، باز چاق تر میشن! مهم ترین کار برای اون هایی که می خوان لاغر بشن اینه که بدونن، هیچ رژیمی موثر نیست مگه اول اونها به باور درست برسن! چه طوری به این باور برسن؟ توی پست های قبل هم بهش اشاره کردم،



به چیزی که می خواهید باشید تمرکز کنید نه چیزی که نمی خواهید باشید.



به عنوان مثال اگه کسی 80 کیلو وزنشه و دلش می خواد 50 کیلو باشه، نباید هی بره جلوی آینه و هی با خودش فکر کنه که لاغر تر شده یا چاق تر! چون تاکید بر اضافه وزن باعث خلق اضافه وزن میشه! ( شاید شنیده باشین بعضی از چاق ها می گن، ما با نفس کشیدن هم چاق می شیم! این ها جزو این دسته هستن ! )برای رسیدن به وزن 50 کیلو این آدم ها باید وقتی میرن جلوی آینه مدام خدا رو شکر کنن که دارن لحظه به لحظه به وزن 50 کیلو نزدیک میشن! و بعد خودشون رو در لحظات ایجاد آلفا، به صورت یه آدم 50کیلویی شاد وسالم مجسم کنن! برای این که باور کنین این کار شدنیه اعتراف می کنم که چند سال قبل من با همین روش 8 کیلو به وزن خودم اضافه کردم. اون هم زمانی که با هیچ روشی چاق نمی شدم.پس واقعا" شدنیه! اگه بیش از حد غذا می خورین می تونین خودتون رو در حالی مجسم کنین که به میزان کافی غذا می خورین ! اگه چربی اضافه مثلا" در شکم دارین، باید جلوی آینه شکمتون رو بدین تو و مجسم کنین شکم کوچکی دارین و خدا رو به خاطرش شکر کنین! به محض این که بتونین فکر و کلامتون رو به باور تبدیل کنین، همه چیز خود به خود درست میشه! (تصویر سازی ذهنی قبل از خواب رو هم فراموش نکنین!)



خوب! شما در مورد هر مسئله ای باید اول اون رو در ذهنتون بپذیرید ، تا در واقعیت انجام بشه و بعد با تاکید و تکرار و تلقین ، اون رو خلقش کنین! فراموش نکنین هر چیزی که روش تمرکز کنین، خلق میشه! حالا می خوام یه نکته ی جالب دینی بگم که تائید همین حرف هاست. شنیدین در دین اسلام گفته شده : خداوند، نعمتی رو نمی گیره مگر این که ناسپاسی اون رو بکنید! و مدام در ادیان مختلف گفته شده خداوند را برای نعمت هایش سپاس بگوئید. این ها مصداق همون شعریه که می گه:

شکر نعمت، نعمتت افزون کند ناسپاسی از کفت بیرون کند!



می دونین این یعنی همین قانون تاکید! ناسپاسی یعنی تاکید بر نداشتن و سپاس یعنی تاکید بر داشتن!



اگه بر ، داشتن نعمت ها تاکید کنین، باعث زیاد شدن اون ها می شین و اگه بر، نداشتن نعمتها تاکید کنید باعث زیاد شدن نداشته ها!



این یه قانون اجتناب ناپذیره که جزو قوانین مهم ذهنی به حساب می یاد. حالا می خوام به شما و قبل از اون به خودم بگم وقتی قراره از نداشته هامون حرف بزنیم، چقدر راحت می تونیم ساعت ها و ساعتها نعمت هایی رو که فکر می کنیم نداریم رو بشمریم! نه؟! اما اگه بخوایم نعمت هایی رو که داریم بشمریم، سریع حرف کم میاریم! می گی نه؟! امتحان کن!

و یه سوال مهم: اون قدری که واسه نداشته هامون غصه می خوریم، برای داشته هامون شادی می کنیم؟!



تمرین سپاس گذاری:

یه فضای دوست داشتنی برای خودت فراهم کن. یادت باشه قراره یه کار خیلی مهم انجام بدی پس تصور کن یه ضیافت دو نفره بین تو و خداست که داره می یاد مهمونی پیشت تا ببینه چی می خوای که بهت بده! اگه شمع و عود دوست داری ، برای خودت روشن کن.اگه موسیقی دوست داری، یه موسیقی ملایم واسه ی خودت بگذار.زنگ تلفنت رو هم خاموش کن! آخه هم مهمون عزیزی داری و هم خودت آدم مهمی هستی که این ضیافت رو به پا کردی! اول چند تا نفس عمیق بکش.( می تونی از نفس هایی که توی پست قبل گفتم استفاده کنی) .بعد شروع کن توی دفتر مراقبه ات (یا حتی روی چند ورق آچار) بنویس چه چیزهایی داری که به خاطرشون از خداوند سپاسگذاری.لطفا" از اعضای بدنت شروع کن. بعد به لوازم شخصیت، مثل کتابها، نوارها، کفش و لباسها و همه ی اون چیز های اطرافت نگاه کن، بعد به افراد خانواده ات و دوستهات، کارت، تحصیلت و... همه رو بنویس و به خاطرش از خدا سپاس گذاری کن. و در انتها بنویس خدایا از تو ممنونم که طبق وعده ای که دادی ، اکنون از راه های عالی ، هزاران برابر بر نعمت هایم می افزایی.اکنون برای دریافت موهبت های تو ، آماده ام.بعدش برو آماده ی دریافت شادمانی های بزرگ شو ! یادت نره هر روز به این نوشته ها مراجعه کنی و سعی کنی چند مورد بهشون اضافه کنی. فقط یادت باشه وقتی اعضای بدنت رو می نویسی حتما" ستون فقرات و چاکرا ها را هم بنویس.( بعدا" با هم کلی در باره ی چاکراها می خونیم. باشه؟)

به عنوان حسن ختام چند جمله از جاهای مختلف سپاس خودم رو براتون می نویسم که بدونین چه طوری این ها رو بنویسین، البته لابلاش خیلی چیز ها بوده که خودتون می تونین بر همین اساس بهش اضافه کنین. من چند تا نمونه رو نوشتم تا ببینین که باید به همه ی جزئیات اشاره کنین حتی چیزهای خیلی کوچیک.




خدایا ازت سپاسگذارم به خاطرانگشتهای پام که سالمند.


خدایا ازت سپا سگذارم به خاطر ستون فقراتم که سالمه و چاکراهای بدنم که در سلامت کاملند.


خدایا ازت سپاسگذارم به خاطر سلامتی ریه هام.


خدایا ازت سپاسگذارم به خاطر همه ی پیراهن هام!


خدایا ازت سپاسگذارم به خاطر زنده بودن مادرم و پدرم.


خدایا ازت سپاسگذارم به خاطر دوست خوبم....


خدایا ازت سپاسگذارم به خاطر رختخوابم که خیلی راحته.


خدایا ازت سپاسگذارم به خاطر این وبلاگ و این که دیگرانی هم هستن که من به شوق اون ها ، می نویسم تا همه شادتر باشند.


خدایا ازت سپاسگذارم که هنوز فرصت برای زندگی کردن دارم.


خدایا ازت سپاس گذارم به خاطر اینکه به زندگیم برکت داده ای و اکنون از راههایی که گمان دارم یا گمان ندارم، آرزوهایم را در جهت خیر و صلاح همگان، برآورده می کنی!



و خدایا هزاران سپاس بی پایان برای هزاران نعمت بی پایانت!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 11:45  توسط venouse  | 

جلسه هشتم (جادوي كلمات)

 

کلاس کائنات ، انسان ، عشق(جلسه ی 8_ جادوی کلمات)


سلام سلام ! همه ی امروز حاضرن؟! خوب.. یادته که توی پست قبلی با هم یاد گرفتیم که ذهن ما چراغ جادوست و ضمیر ناخود آگاه ما، همون بچه غول توی چراغ؟! حالا امروز ، می خوام در باره ی چوب جادوگری حرف بزنم! همون عصای سحر آمیزی که جادوگر ها باهاش اجی مجی لاترجی می کنن!



فلورانس اسکاول شین می گه: کلام تو عصای معجزه گر توست!

تو کتاب مقدس اومده:زندگی و مرگ در قدرت زبان است.



ما با کلامی که بر زبان می آوریم، قوانینی را به خودمون جذب می کنیم.قانون شکست یا قانون موفقیت.یعنی کلام ما، درست مثل فکری که به باور تبدیل میشه، وارد ضمیر نا خود آگاه می شه و خلق میشه. حتما" یادتون هست توی پست قبلی براتون گفتم که چه طوری بچه غول ، یه فکر ما رو خلق می کنه بدون این که به خوب یا بد بودنش برای ما، فکر کنه.

میدونی یعنی چی؟فکر و گفتار با هم در ارتباط مستقیم هستند.یعنی همون جور که با ذهنمون ، به بچه غول درونمون دستور می دیم که برامون چی بسازه، همون جوری هم با کلاممون این کار رو می کنیم.در واقع بهتره بگم فکر های ما یا گفتاری هستند یا به صورت تصویر ذهنی.



بچه غول در مورد کلام ما همون رفتاری رو در پیش می گیره که در مقابل فکرمون.اصلا" بگذار چند تا مثال بزنم.



مثلا" اگه من چند بار که وسایلم رو گم کردم بگم، من همیشه همه ی چیزهایی رو که دوست دارم ، از دست می دم! با تکرار این حرف، اون به یه باور تبدیل می شه. و بچه غول بیشعور(ضمیر نا خود آگاه)که عادت داره هر چیزی رو که می شنوه، به صورت کلی و همه جانبه ، به همه چی تعمیمش بده،اون رو این جوری معنی می کنه که من باید همه ی چیزهای خوبی رو که دوست دارم از دست بدم! عشق، پول، کار، و ...چون خودم این قانون رو خلق کردم و اعلامش کردم! در واقع اون کلمه ی از دست دادن رو می فهمه ،نه مفهوم واقعیش رو! و اون رو به از دست دادن همه چی ، تعمیم می ده!



یا مثلا" اگه من یه لیوان آب از دستم بیفته و بشکنه، و من بگم من به درد هیچ کاری نمی خورم! و بارها در مواقع مختلف ، این اظهار نظر رو در باره ی خودم بکنم، این فکر در اثر تکرار به باور تبدیل می شه.اون وقت، بچه غول ، اصلا، نمی فهمه که من از روی عصبانیت یه چیزی گفتم! اون میگه درسته ! تو به درد هیچ کاری نمی خوری! یعنی اون کلمه ی به درد هیچ کاری نخوردن رو به همه ی معانی کامل ترش تعمیم می ده! و بعد به ما میگه، باشه! از این به بعد، سر هر کاری بری ،اون کار به هم می خوره چون تو آدم به درد بخوری نیستی!



اما نگران نباشین! چون ما مراقبه می کنیم تا فکر و کلاممون رو کنترل کنیم.درسته؟ بعلاوه، ما از همین قدرت جادویی ذهن نیمه هشیارمون استفاده می کنیم و چیزهای خوب خلق می کنیم. با کلمات مثبت و فکر های مثبت...یعنی از عصای سحرآمیز کلاممون استفاده می کنیم و به بچه غول می گیم : ما همیشه خوش شانسیم! ما همیشه موفقیم! ما همیشه خوشبختیم! ما در امن الهی هستیم!ما همیشه چیزهایی رو که دوست داریم به راحتی و از راههای عالی به دست می آریم! ما...



ما می تونیم، با یک حرکت عصای کلام خود، وضعیتی نا خوشایند رو ازبین ببریم.یعنی به جای اندوه، شادمانی و به جای فقر، توانگری و به جای بیماری ، تندرستی خلق کنیم.







ما با هم تمرین می کنیم تا با کلاممون ، چیزهای خوب خلق کنیم. چه جوری؟ با جملات مثبت.



جملات مثبتی رو که برای این کار استفاده می شن، بهشون می گن: جملات تاکیدی.



ساده ترین و قابل استفاده ترین نوع جملات تاکیدی ، جملات تلقینی هستند.



شاید توی کتابهای ذهنی مختلف ، جملات تاکیدی زیادی رو خونده باشین. (چهار کتاب اسکاول شین یکی از همین کتاب هاست که مرجع فوق العاده خوبیه.) اما در آغاز ما می خوایم جملات تاکیدی تلقینی رو با هم یاد بگیریم. یعنی جملاتی که ما برای تلقین کردن به خودمون می تونیم از اون ها استفاده کنیم. خصوصا" وقتی قبل و بعد از خواب، در آلفا هستید، خیلی مفیده که این جملات تلقینی رو به خودتون بگید.

طبیعتا" به هر چیزی که نیاز دارید، به دست آوردن اون رو و داشتنش رو باید به خودتون تلقین کنید. مثلا" اگه غمگینید،. باید از جمله ی من لحظه به لحظه شادتر می شم ، استفاده کنید. اگه بی انرژی هستید، باید به خودتون تلقین کنید آروم آروم، پر انرژی می شید و.....



یه اصول کلی برای انتخاب جملات تاکیدی تلقینی وجود داره، که این هاست:



1 _ این جملات باید مثبت باشند. هم مفهومشون و هم شیوه ی بیانشون. یعنی مثلا" اگه شما ترسو هستین نباید به خودتون بگین من ترسو نیستم! بلکه باید بگین من شجاع هستم!



2 _ کوتاه باشند تا راحت تر در ضمیر نا خود آگاه ما نقش ببندند. لااقل برای شروع از جملات کوتاه استفاده کنین.



3 _ زمان جملات باید زمان حال باشه. مثلا"اگه مضطرب هستین نباید به خودتون بگید که من آرام خواهم شد! نه! اگه این رو بگین ، ضمیر نا خود آگاه نمی فهمه در آینده ، در چه زمانی باید شما رو آروم کنه! یک ساعت بعد؟ فردا؟ یا صد سال بعد؟! باید به خودتون بگین که من الان، لحظه به لحظه آروم تر می شم!



4 _ جملات تاکیدی باید برای شما قابل باور باشن. (اگه می گم برای شما قابل باور باشه چون میزان باور آدم ها با هم متفاوته.) علاوه بر این ، گفتن چیزی که اصلا" براتون قابل باور نیست نتیجه ی عکس میده. مثال بزنم؟ مثلا" یه آدمی که اصلا" شنا بلد نیست نمی تونه به عنوان یه جمله ی تاکیدی مثبت به خودش بگه من قهرمان شنا هستم! چون ضمیر نا خود آگاهش اصلا" نمی پذیره.



5 _ بهتره جملات تاکیدی یه بار عاطفی داشته باشن.چون وقتی احساسی پشت یک جمله وجود داشته باشه ضمیر نا خود آگاه ما بیشتر تحت تاثیر قرار می گیره.



تمرین 1: ببینید چی ناراحتتون می کنه.افسردگی؟ اضطراب؟ بی خوابی؟ پر خاشگری؟و.... برای خودتون بر اساس اون یه جمله ی مثبت تلقینی بسازین و قبل از خواب و بعد از بیدار شدن از خواب، در زمان آلفا به خودتون اون رو تلقین کنید.(و حتی اون رو به شکل تصویر ذهنی که قبلا"با هم یاد گرفتیمش، بسازید و توی حباب صورتی بگذارید.)این تمرین رو جلوی آینه هم انجام بدید. یعنی جلوی آینه بنشینین و به آرامی و با لبخندی بر لب ، جملات تلقینی رو برای خودتون تکرار کنین.





خوب حالا می خوام یه تمرین تنفسی رو هم بهتون بگم. لطفا" این رو همیشه انجام بدین. هم تو خونه، هم تو اتوبوس، هم تو محل کار و ...خصوصا"شبها توی حالت آلفا قبل از تلقین کردن به خودتون.این مقدمه ی یه سری تمرین هاست برای مراقبه. و باعث میشه یاد بگیریم خودمون آلفا ایجاد کنیم.



تمرین 2:سه تا نفس عمیق بکشید.تصور کنید با هر دم، ذرات نور وارد مغزتون می شن. با هر بازدم تصور کنین افکار متفرقه تون داره از بدنتون خارج می شه.



تمرین 3: راحت بنشینید. انگشت های هر دو دستتون رو روی پا هاتون بگذارین . راحت ، اما عمیق نفس بکشین. با انگشت های دست، بشمرید که عمل دم(کشیدن هوا به داخل) چند تا طول کشیده.مثلا" اگه، دم، به اندازه ی 5 تا کوبیدن نوک انگشت روی پا هاتون طول کشیده، به همون تعداد ، یعنی 5 تا کوبیدن نوک انگشت روی پا، نفستون رو حبس کنید.و بعد به اندازه ی همون 5 تا، نفستون رو بیرون بدید. (بازدم)این تمرین رو اگه روزی 30 بار انجام بدین،خیلی برای تمرین های بعدی کمکتون می کنه. ( نگین زیاده، چون هر وقتی حتی توی تاکسی و اتوبوس هم می شه انجامش داد.) پس شد: مثلا" به اندازه ی 7 ثانیه ، دم _ به اندازه ی 7 ثانیه ، نگه داشتن و حبس نفس در سینه. _ و به اندازه ی 7 ثانیه ، بازدم. (اگه این کار رو با انگشت انجام می دیم برای اینه که استفاده از ساعت برای حساب کردن زمان، حواسمون رو پرت می کنه.)





خدایا ما را در پناه خود بگیر و هدایتمان کن تا با کلام معجزه گرمان، بهترین ها را خلق کنیم!

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 11:43  توسط venouse  | 

جلسه هفتم(بچه غول بيشعور)

 

کلاس کائنات ، انسان ، عشق (جلسه ی 7_ بچه غول بیشعور)


سلام به همه دوستان خوبم.

وقتی به دنیای خاکی اومدیم، زندگی رو به ما دادند، اسباب و لوازم بازی زندگی رو هم ،به ما دادند. (این اسباب و لوازم همون ابر و باد و مه و خورشید و فلک هستند، که در کارند تا ...) اما نوع بازی را تعیین نکردند و به انتخاب ما گذاشتند.انسان تنها موجودیه که انتخاب می کنه که چی باشه و چطور باشه.اما خروس و مار و سنگ و دریا و ... نمی تونند انتخاب کنند که چیزی غیر از آنچه که هستند، باشند. ما بر اساس فکر هامون انتخاب می کنیم.چون این فکر هستش که باور رو می سازه. یه قانون کلی وجود داره که می گه هر فکری در اثر تکرار و تلقین به باور تبدیل می شه و هر باوری ، خلق می شه.برای همینه که اگه مدام فکر های منفی بکنیم حوادث منفی می سازیم.



فکر------------------------باور----------------------خلق


برای همین هم به ذهن ، که بلند مرتبه ترین کمال نفس انسانه، می گن نفس ناطقه یا نفس معجزه گر.چون خلاقه و معجزه می کنه! دانشمند ها می گند که ذهن یک ماه قبل از تشکیل قلب در جنین به وجود می یاد و تا حدودا" بین 24 تا 48 ساعت بعد از مرگ هم باقی میمونه!! البته اندیشه ی ما چون انرژیه و انرژی از بین نمی ره ، حتی بعد از مرگ هم باقی می مونه.



حتما" شنیدین که ما یه ضمیر خود آگاه داریم و یه ضمیر نا خود آگاه.ضمیر خود آگاه شامل پنج حس ماست بعلاوه ی قدرت شعور و تصمیم گیری ما و...ضمیر نا خود آگاه شامل عواطف و احساسات، خاطرات ما، رویاها و تصاویر ما و سیستم عصبی خود مختاره.(اون قسمت از اعمال فیزیکی ما که تحت کنترل ما نیست ، تحت کنترل ضمیر نا خود آگاهه.)



خوب ببخشید یه کم سخت شد.چون می دونم همه تون می تونین این ها رو از توی کتابها خیلی کامل تر و علمی تر بخونین ، پس ساده و خودمونی می گم، باشه؟اصلا" چون خیلی درسمون علمی شد بگذارین واستون یه قصه بگم! می خوام در باره ی چراغ جادو و یه بچه غول بیشعور حرف بزنم! این همون چراغیه که از غول توی اون، هرچی بخوایم واسمون آماده می کنه!



چراغ جادو ذهن ماست و بچه غول بیشعور ، ضمیر ناخود آگاه ما!





دانشمند ها به ضمیر نا خود آگاه می گند بچه غول بیشعور! می دونی چرا؟

میگن ضمیر ناخود آگاه بچه است چون منطق سرش نمی شه!

میگن ضمیر نا خود آگاه غوله چون مثل غول قدرت جادویی داره و هر چیزی رو می سازه!

میگن ضمیر نا خود آگاه بی شعوره چون معنی واقعی چیز ها رو تشخیص نمی ده و یه جور هایی فرق بین خوب و بد رو نمی دونه!فقط دستوری رو که بهش داده میشه انجام می ده و خلق می کنه!



هر فکری که در اثر تکرار و تلقین به باور تبدیل می شه، مثل یه درخواست از غول چراغ می مونه!در واقع بچه غول ما، وظیفه داره همه ی باورهای ما رو بسازه و خلق کنه! هیچ کاری هم به خوب یا بد بودنشون نداره! یعنی اگه ما اینقدر به یه فکر منفی فکر کنیم که باورش کنیم،اون طبق وظیفه اش، جادوگری می کنه و همون فکر منفی رو برامون خلق می کنه! هیچ کاری هم نداره که ما از ترسمون هی به اون فکر منفی فکر کردیم، اما دلمون نمی خواسته که همه چی اون طوری منفی باشه!



مثلا" اگه یه نفر مدام به خودش بگه من خیلی فراموش کارم! همه چی رو هی از یاد می برم! بعد از چند بار تکرار شدن این حرف، این به یه باور تبدیل میشه.تا یه فکری به باور تبدیل بشه، بچه غول بیشعور (ضمیر نا خود آگاه) می گه: چشب علاالدین! الان تو رو به یه فراموشکار تبدیل می کنم!



مثلا"اگه یه نفر مدام بگه خسته شدم اینقدر این خونه ی بزرگ رو جارو کردم! بچه غول(کائنات یا هر اسمه دیگه ای که دوست داری) این حرف رو این جوری واسه ی خودش معنی می کنه که من این خونه ی بزرگ رو نمی خوام! لطفا" اون رو از من بگیر، تا مجبور نباشم جاروش کنم!



مثلا، کسی که در مورد خودش فکر میکنه که هر کسی رو که دوست داره از دست می ده! و مدام میگه من همیشه همه رو از دست می دم! این جا بچه غول نمی فهمه منظور اون اینه که دلش نمی خواد کسانی رو که دوست داره، از دست بده! بچه غول فقط می شنوه که لطفا" یه کاری کن تا من هر کسی رو که دوست دارم، از دست بدم، چون این قانون که در باره ی خودم گفتم باید همیشه انجام بشه!



فلورانس اسکاول شین در کتاب بازی زندگی و راه این بازی می گه یه خانمی از من پرسید چرا مدام عینکم رو گم می کنم یا اون رو می شکنم؟ وقتی باهاش صحبت کردم معلوم شد اون معمولا" در عصبانیت به خودش و دیگران می گه کاش می شد از شر این عینک راحت بشم! اون باید به جای این حرف می گفت من یه بینایی بدون نقص می خوام.اما با گفتن اون حرف،در ذهن نیمه هشیارش نقش می کرد که آرزو دارم عینکم رو از دست بدم ! و بچه غول وجودش هم اون رو براش فراهم میکرد!



من هنوز کلی حرف در این باره براتون دارم اما می گذارم برای جلسات بعد. فقط یه جمله از انجیل ، در تایید این درس براتون می گم: " از سخنان تو بر تو حکم خواهد شد!"



تمرین 1 _مراقبه کنید در نصف روز که چه جملاتی رو به کار می برید و به چه چیز هایی خیلی فکر می کنید. اون ها رو توی دفتر مراقبه بنویسید. به دستور هایی که به بچه غولتون می دید فکر کنید و هر چیزی رو که در این باره فهمیدید بنویسید.( نگران نباشید.ما در درسهای بعدی،با تمرین هایی ،همه ی این دستورها رو که در طی سالیان سال، به ضمیر ناخود آگاهمون دادیم و به وسیله ی اون ها، داریم حوادث زندگیمون رو می سازیم ، کشف می کنیم. )



تمرین 2_ مشارطه کنید درطی یک ساعت، از قانون زرتشت یعنی "پندار نیک.گفتار نیک.رفتار نیک. " پیروی کنید.بعد روی فکر، گفتار و رفتارتون مراقبه کنید.در انتها هم مکاشفه کنید که چه فکرهای نیکی کردین وچه گفتارهای نیکی داشتین.اونها رو در دفتر مراقبه بنویسید و یادتون نره که از خودتون هم ، برای انجام دادن اون ها، تشکر کنید.



پروردگارا کمکمان کن تا راه بر ما آشکار شود! کمکمان کن تا باور کنیم که جانشین قدرتمند تو در زمین هستم.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 11:39  توسط venouse  | 

(جلسه 36 _ پالايش دروني)

(جلسه 36 _ پالايش دروني)

 سلام.بي مقدمه مي ريم سراغ بقيه ي قوانين توانگري.

ما توي جلسه ي قبل ، از پالايش بيروني صحبت كرديم كه از دو طريق ايجاد نظم و ايجاد خلا به وجود مي آد و گفتيم يه پالايش دروني داريم كه  به چهار طريق ،از طريق بخشش دشمنان و آزاد گذاشتن دوستان و پالايش زندگي و پالايش ذهن ايجاد ميشه.توي جلسه ي قبل ، بخشيدن دشمنان رو با هم مرور كرديم. حالا مي ريم سراغ آزاد گذاشتن دوستان.

 

پالايش دروني *****از طريق آزاد گذاشتن دوستان :

 

ما خيلي وقتها راحت دشمنانمون رو مي بخشيم اما چهارچنگولي به دوستانمون مي چسبيم و مي خوايم كه اونها رو به شكلي كه خودمون مي خوايم در بياريم!قانون توانگري مي گه افرادي كه ازشون نفرت داريد، ببخشيد، اما كساني رو كه دوست داريد، رها كنيد! لطفا" اشتباه برداشت نكنيد! اين به معني طرد اونها نيست، بلكه به اين معنيه كه دست از سر عزيزانمون برداريم و بگذاريم پي كار خودشون باشند و به همون شكلي باشند كه خودشون دلشون مي خواد!

شايد اين همون چيزي باشه كه مشتاق انجامش نباشيم. شايد احساس مي كنيم اونها به تشويق و حمايت و كمك و تفاهم ما، نياز دارند. اما بهتره فراموش نكنيم كه وقتي مي خواهيم با ايجاد حس تملك، به اونها كمك كنيم، اونها زير فشارهاي ما اينقدر فرسوده مي شوند كه ديگه نمي تونند آزادانه ما رو دوست بدارند.تنها حاصل اين رابطه، مشكلاتيست كه بين شما به وجود مي آد.

 

نكته : نگران نباشيد! به ياد داشته باشين كه از طريق رهايي عاطفي، هرگز چيزي رو كه حق الهي شماست، از دست نمي ديد. برعكس! اجازه مي دين تا موهبت شما به شيوه اي عظيم تر متجلي بشه. افراد سلطه جو و تملك گرا، داراي انواع و اقسام مشكلات مي شوند. افرادي هم كه اجازه مي دهند تا زير سلطه ي ديگران قرار بگيرند، هم همين طور. بنابراين در پالايش دروني، مهمترين كار پالايش عواطفه از طريق داد و ستد آزادي براي رهايي از شر تملك و تسلط.

 

تمرين : اين عبارت رو تكرار كنيد : " خداي درونم اكنون مرا از هر گونه وابستگي و دلبستگي به افراد و مكانها و اشيا و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونم اكنون قدرت رهايي بخش من است. " براي اينكه ديگران به شما وابسته نشوند، تكرار كنيد : " خداي درونت اكنون تو را از وابستگي و دلبستگي به افراد و مكانها و اشيا و موضوعات گذشته يا اكنون مي رهاند. خداي درونت اكنون قدرت رهايي بخش توست. "

 

خود كاترين پاندر ميگه به محض تكرار اين جملات، چند نفر از زندگيم بيرون رفتند و خودم رو در شرايط تازه و دلپذيري يافتم با آدمهايي كه دوست داشتم در زندگيم باشند. اون مي گه : " شخص تملك طلب، معمولا" جوهر انديشه و احساساتش رو بر زندگي ديگري مي باراند و خودش را از نظر عاطفي و جسماني خالي مي كند. علايق عاطفي نيرومند ناشي از تملك، معمولا" علت عمده ي بسياري از مشكلات مالي و تندرستي و اجتماعي است.

 

تمرين : اغلب تكرار كنيد : " من هم اكنون از هر كس و هر چه كه ديگر جزئي از طرح الهي زندگيم نيست، دست مي كشم و دست مي شويم. هم اكنون هر كس و هر چيز كه ديگر جزئي از طرح الهي زندگيم نيست، از من دست مي كشد و دست مي شويد . "

 

نكته : پالايش عواطف كه از طريق داد و ستد رهايي عاطفي انجام مي شه بايد دوطرفه توسط شما انجام بشه. كاترين پاندر مثال جالبي در باره ي دوستش مي زنه كه بعد از چند سالي كه از طلاقش گذشته بود، منتظر همسر ايده آلش بود اما با وجود اينكه اون رو يافته بود، مرد به اون پيشنهاد ازدواج نمي داد. كاترين پاندر به اون ميگه حتما تو هنوز همسر سابقت رو نبخشيدي يا اون تو رو نبخشيده. دوستش پاسخ مي ده كه اون همسر قبليش رو كاملا" بخشيده اما شنيده كه اون مرد با وجود اينكه دوباره ازدواج كرده، هنوز با شنيدن نام اون ناراحت ميشه.

 كاترين پاندر بهش مي گه : هر گونه زنجير عاطفي مانع تحقق توانگري است. بنابراين از دوستش مي خواد بارها در آرامش بنشينه و نام همسر سابقش رو به زبون بياره و بگه : " خداي درونت مرا مي بخشد و آزاد مي كند. " با تكرار اين جمله، درون همسر سابقش، طلب بخشايش اون رو دريافت مي كنه. و بعد از مدتي ، آرزوهاي توانگرانه ي دوست پاندر به صورتي شگفت انگيز برآورده مي شه.

 

 

پالايش دروني*****از طريق رهايي :

 

براي تحقق هر آرزويي بايد از زنجيرهاي تملك رها باشيد. اين رهايي شامل داد و ستد رهايي عاطفي مي شه و رهايي از وضعيت دشوار و اوضاع و شرايطي كه قادر به حل اون نيستيد. اين قانون جزو سيستم آرزوها هم هست. يعني :

 

قانون چهل و دوم سيستم آرزوها : اوضاع و شرايط و مشكلاتي را كه قادر به حل آنها نبوده ايد، رها كنيد. 

 

يعني براي حل مشكلات يا رهايي از شرايطي كه نمي تونيد از شرش خلاص بشيد، تكرار كنيد : " من اين وضعيت ( يا اين افراد )را رها مي كنم و هم اكنون آنها را به دست آگاهي الهي مي سپرم. اكنون از سرآنها دست بر مي دارم و مي گذارم تا براي ابد از سر راهم كنار بروند. "

 

نكته مهم :كساني كه دنبال زوج دلخواهشون مي گردند، حتما" در كنار ايجاد خلا اين جملات رو تكرار كنند تا آدمهاي اضافي كه وارد زندگيشون مي شن و بعد از مدتي كنار مي رند، هر چه زودتر كنار برن و موهبت اصلي زندگيشون خودش رو به اونها نشون بده.

 

نكته ي مهم :يادتون باشه همه ي آدمهايي كه وارد زندگيتون مي شن براي اين اومدن كه درسي رو به شما بياموزند. پس آدم بد يا خوب در زندگي شما وجود نداره، بلكه همه آموزگار شما هستند كه از طريق كائنات سر راه شما قرار گرفته اند تا شما رو وادار به فهم مطلبي كنند. پس اگه حضور افرادي ناراحتتون مي كنه ، در مورد اونها داد و ستد رهايي عاطفي رو انجام بديد. ( كه در بالا گفته شد.)و تكرار كنيد : " آموزگار من! من آماده ام تا درسي را كه مي خواهي به من بياموزي از تو بياموزم! " باور كنيد كه با گفتن اين جملات، وقتي واقعا" از حب و بغض دروني، نسبت به اونها دست مي كشيد، اونها يا خودبه خود از سر راهتون كنار مي رن و يا تغيير رفتار مي دن. امتحان كنيد و نتيجه اش رو ببينيد! ( بعدها درباره ي اين مبحث بيشتر صحبت مي كنيم. )

 

تمرين رهايي از شرايط دشوار :

براي رهايي از فقر، بيكاري، بيرون رفتن آدمهاي زائد از زندگي و كسب هر توانگري، وقتي احساس مي كنيد ديگه كاري از شما بر نمي آد، كافيه اون رو به خدا بسپاريد. ( يعني پالايش دروني و بيروني رو به شيوه ي رها كردن انجام بديد .) و مدام تكرار كنيد : " اكنون همه ي اين مشكلات رو به دست خدا مي سپرم. من قادر به حل هيچ كدام آنها نيستم. " (پس هر مسئله ي حل نشده اي كه داريد، از تكاپوي الكي و حرص و جوش خوردن دست برداريد. به محض اينكه اون رو به حال خودش رها كنيد و حلش رو به خدا بسپريد، درهاي معجزه باز ميشه. به اين قانون در كارهاي ذهني مي گويند " قانون عدم مقاومت" كه بعدها بيشتر در موردش مي خونيم.)

 

جمله ي سحرآميز: كاترين پاندر در كتاب قانون توانگري مثالهاي زيادي مي زنه از كساني كه دردهاي جسمانيشون رو دست خدا سپردن و شفا يافتند و همين طور از كساني كه به شدت گرفتاري مالي داشتند و به محض تكرار اين جمله كه" من قادر به حل اونها نيستم، پس همه چيز رو به خدا مي سپرم.زيرا جنگ از آن خداست نه از آن من!" درهاي بركت به روشون باز شد. بله! اين واقعا" يه جمله ي سحرآميزه! فقط كافيه آروم باشيد، از قانون رهايي و عدم مقاومت پيروي كنين و همه ي بارها رو به خدا بسپريد!

 

خوب! تا اينجا ياد گرفتيم كه پالايش دروني از طريق بخشيدن دشمنان و آزاد گذاشتن دوستان و پالايش ذهن از طريق رها كردن ( قانون عدم مقاومت ) چيه. اما همون طور كه قبلا" هم گفتم در پالايش دروني ، قسمتي به نام پالايش زندگي هم وجود داره.

 

 

پالايش دروني*****پالايش زندگي از طريق كنار گذاشتن ماندها:

 

 من در پستهاي اولم ، در مورد ماند و چيزهايي كه باعث ايجاد و دريافت ماند ميشه ، بقدر كافي صحبت كرده ام پس اينجا فقط يادآوري مي كنم كه اگر مي خواهيد به توانگري برسيد و شفا يابيد و دعاهايتان مستجاب بشود، بايد زندگيتان را از هر جهت پاك و تميز كنيد.

نخست كه آدمي اقتدار انديشه را مي آموزد، مي پندارد كه مي تواند از اين اقتدار بهره جويد تا ديگران را به كارهاي دلخواهش وا دارد!! حتي شايد به ثمراتي گذرا هم برسد اما اين ثمرات موقتي هستند، مگر اينكه بر پايه اي درست و الهي و استوار بنا شده باشند. پس فراموش نكنيد اگر مدام به كارهايي سرگرميد كه مي دونيد از چشم خدا و انسانهاي خوب، ناشايسته، يقين بدونيد كه تكرار روزانه ي عبارات تاكيدي و طلب موهبت و هدايت و شفا، تماما" براتون بيهوده و بي ثمره!

به قول پاندر، خدا ( قانون الهي) پيشرفت بعدي را متوقف نگه مي دارد تا نخست در وضعيت كنوني نظم برقرار شود.حذف عملي دو گانه است. وقتي ماندها رو كنار بگذاريد، جاي اونها با انرژي مثبت و بركت پر ميشه.اين يكي از قوانين مهم سيستم آرزوها هم هست، يعني:

 

قانون چهل و سوم سيستم آرزوها : خطا را از زندگي بيرون برانيد تا موهبت الهي جاي آن را پر كند.

 

خوب! ما تا اينجا پالايش رو بررسي كرديم. در درس جلسه ي بعد با بقيه ي قوانين توانگري در خدمتتون هستم.

 

خدايا! موهبتهاي الهي را جايگزين خطاهاي زندگيمان كن! آمين!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 14:45  توسط venouse  | 

(جلسه ی6_کارما)

کلاس کائنات ، انسان، عشق (جلسه ی6_کارما)


سلام!  امروز می خوایم یک خورده در باره ی کارما صحبت کنیم!

قانون علت و معلول نیوتن می گه برای هر کنشی واکنشی وجود داره! بومرنگ رو دیدی؟

بومرنگ همون وسیله ی بازی بچه هاست که به هوا پرتش می کنند، اون می ره ، می چرخه و بعد دوباره به طرف خودشون بر می گرده! همه ی اعمال و افکار ما ، مثل بومرنگ می مونن! اون ها وارد چرخه ی زندگی می شن و بعد دوباره به ما بر می گردن، چون انرژی امکان نداره از بین بره و فقط تغییر شکل می ده. من مطالب بسیار جالبی در باره ی کارما و اثرش در زندگیمون که باعث ایجاد حوادث مختلفی میشه و راه های رفع و قطع کردن زنجیر کارمایی ، تائیدش توسط مذاهب، و نظری که معتقدین به تناسخ درباره ی کارما دارن،براتون دارم اما الان خیلی زوده که در باره ی اون ها حرف بزنیم.فعلا" می خوام خیلی ساده و مختصر بدونین که :



کارما یعنی هر چی بکاریم، همون رو برداشت می کنیم! اگه از وجود شما عشق بیرون فرستاده بشه، عشق دریافت می کنید.اگه نفرت بورزید، به شما نفرت می ورزند. اگه دروغ بگید، به شما دروغ میگن.پس این جمله رو به عنوان قانون کارما به یاد بسپرید:



قانون کارما:

هر چیزی که از ما بیرون می رود،همان انرژی ای را که هم نوع خودش است دریافت می کند و چندین برابر ،به ما بر می گردد.




یه نکته ی خیلی جالب در باره ی کارما اینه که مثلا" اگه من، به یه نفر بگم حوصله ات رو ندارم لزومی نداره حتما" کارمای من به این شکل به من بر گرده که همون آدم این جمله رو به من بگه! نه! درد آور بودن کارما در همینه که ممکنه من این جمله رو از کسی بشنوم که شنیدنش خیلی برام دردناکتر باشه، تا اون نفر اول! چون ممکنه اگه همون نفر اول این حرف رو به من بزنه برام مهم نباشه! پس اون رو از زبون کسی می شنوم که برام مهم باشه و دردناک!

برعکسش هم هست.اگه با محبت کردن کسی رو خوشحال کنید، ممکنه از کسی عشق و مهر دریافت کنید که خیلی خوشحالتون می کنه!



یه نکته: واحد طول چیه؟ متر! درسته! واحد وزن؟ کیلو گرم! درسته! واحد این جور انرژی ها هم گاست نامیده میشه.مثلا" اگه کسی انرژی روحی بالایی داشته باشه می گن گاست بالایی داره. هر رفتار ما یک گاستی از انرژی داره. ساده تر بگم؟ مثلا" اگه من با یه بد اخلاقی هشت کیلوگرم ( به جای گاست گفتم کیلوگرم که ساده بشه)بد اخلاقی تولید کنم کارمای من این میشه که همون هشت کیلوگرم(باز هم منظورم گاسته)یا شاید حتی ،به دلایلی بیشتر از اون، بد اخلاقی از همون آدم یا شخص دیگه ای دریافت کنم. در واقع شاید همون آدم اگه با من بد اخلاقی کنه من فقط یک کیلو (گاست)ناراحت بشم پس آدم دیگه ای که برای من مهم تره اون بداخلاقی رو در حق من انجام می ده تا من همون هشت کیلو(گاست)ناراحتی رو که خودم یک بار تولیدش کردم دریافت کنم! یعنی همون چیزی رو که به شکل انرژی مثبت یا منفی وارد دنیا کردمش، چون از بین نمی ره دوباره به خودم بر می گرده! این یعنی کارما!





خوب! پس به این نتیجه می رسیم که هر چیزی که نداریم، شاید چیزیه که از کسی دریغش کردیم!

و هر چیزی که دریافت می کنیم، چیزیی یه که جای دیگه ای ما داریم به دیگران می دیم! یا قبلا" دادیم!



اگه احساس میکنید کسی که دوستش دارید به شما بی محبته، در زندگیتون بگردیدو ببینید کجا محبتتون رو از کسی که دوستتون داشته دریغ کردید! اگه دوستتون بهتون دروغ می گه فکر کنید ببینید کجا به کسی دروغ گفتین یا می گین؟ اگه خوشحال نیستین، برای خوشحال شدن باید دیگران رو خوشحال کنید! اگه دلتون می خواد بهتون کمک کنن باید به کسانی که می تونین کمک کنید! اگه مردم درباره ی شما نادرست قضاوت می کنند ، ببینید کجا در باره ی دیگران بد قضاوت کردید! زیاد شنیدید که هر چیزی بکاری همون رو برداشت می کنی حالا این جمله رو این جوری به یاد بسپارید:




فقط آنچه را که می خواهید برداشت کنید، بکارید!






تمرین1:در دفتر مراقبه تون لیستی از چیز های خوبی که می خواین داشته باشین، اما فکر می کنید، دیگران از شما دریغ کردند،تهیه کنید.سعی کنید بفهمید هر کدوم اون ها نتیجه و کار مای کدام فکر یا رفتار شماست!

ممکنه علت بعضی از اون ها رو کشف نکنید! نگران نباشید.در آینده ی نزدیک، تمرین هایی برای کشف اون ها انجام می دیم.



تمرین2: با خودتون مشارطه کنید، امروز، فقط و فقط به دیگران عشق بورزید! با یک تلفن، با یک لبخند، با یک هدیه، با شنیدن حرف ها و درد دلهای دیگران، با دعای خیر کردن برای دیگران، با ساختن تصویر های ذهنی زیبا از دیگران(تجسم خلاق)، عشقی را که خداوند در وجودتون به ودیعه گذاشته به دیگران هدیه کنید! نترسید! هزار برابر اون از راه های عالی به شما بر می گرده! قول می دم! امتحان کنید! و باور کنید از هر اجی مجی لا ترجی جادوگرانه ای پر ثمر تره! در انتهای روز توی دفتر مراقبه تون بنویسید چه کار هایی کردید و در پایانش، بعد از تشکر از خودتون، بنویسید :اکنون هدایای من به دیگران ، موهبتهای خدا را به من می رساند! اکنون من برای دریافت این موهبتها آماده ام!





پروردگار من!کمکمان کن تا به نام نامی تو، عشقی را که در وجودمان نهاده ای به دیگران ببخشیم ، تا لایق دریافت عشق تو بشویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 11:36  توسط venouse  | 

(جلسه 5_ تجسم خلاق)

کلاس  کائنات ، انسان ، عشق (جلسه 5_ تجسم خلاق)


سلام!  امروز از همه دوستهام می خوام که یه مقدار کوچیک صبور باشن ، در مورد اینکه توی دوران آلفا به چه فکر کنن و چه جوری فکر کنن خیلی سوال شده ، اما هنوز کلاس ما به جلسه آرزوها نرسیده .  کسانی که عجله دارن می تونن به کتاب تجسم خلاق نوشته ی شاکتی گاوین مراجعه کنن.

من چند مورد مهمش رو ، خیلی خلاصه، واسه اون هایی که وقت ندارن بخوننش می گم:



تمرین اصلی تجسم خلاق:

راحت بنشینید یا دراز بکشید.از نوک انگشتان پا شروع کنید به شل کردن و رها کردن عضلات ،تا به فرق سر برسید و احساس کنید با هر نفسی که آهسته و عمیق از شکم می کشید ، همه ی فشار ها از اجزای بدنتون بیرون میره.از یک تا ده بشمرید و به خودتون بگید که با هر شماره آروم تر می شوید.وقی در همه ی اجزای بدنتون احساس راحتی کردین، خواسته ی خودتون رو به شکل دلخواهتون مجسم کنین.ببینید همه چیز دقیقا" مطابق میلتون پیش میره. اگه چیزی که می خواین یه شئ هستش خودتون رو در حال لذت بردن از اون مجسم کنید.اگه یک وضعیته، خودتون رو شاد در اون وضعیت ببینید.به خودتون بگید: اکنون این یا چیزی بهتر، به شیوه ی کاملا" رضایت بخش، و از راه هایی بسیار هماهنگ، به خیر و صلاح همه ی اشخاص ذینفع، برای من متجلی می شه. این تمرین رو فقط تا وقتی براتون شادی بخشه انجام بدید. پس طول مدتش مهم نیست.اما بهترین زمان انجام اون ، آلفای قبل از خواب و بعد از خوابه. یعنی بیست دقیقه قبل و بعد از خواب.



شیوه ی حباب صورتی:


آروم دراز بکشید یا بنشینید. چشم هاتون رو ببندید،آهسته و عمیق اما به طورطبیعی نفس بکشین.خواسته ای رو که آرزوی اون رو دارید، مجسم کنید و تصور کنید به همون شکلی که دوستش دارین تحقق پیدا کرده .بعد فکر کنید که اون رو توی یک حباب صورتی گذاشتین. صورتی رنگ دله و اگه این رنگ آنچه را که مجسم می کنید در بر بگیره، همه ی چیزی رو که با هستی شما هما هنگی کامل داره براتون به ارمغان میاره.بعد مجسم کنین اون حباب صورتی در حالی که آرزوی شما توی اونه، در آسمانها شناور می شه.این نماد اونه که نسبت به اون یک وابستگی هیجانی شدید ندارین و اون رو به دست خدا می سپرین تا از بهترین راه ها اون رو به انجام برسونه.







نکته ی مهم: اگر زود از تجسم خلاقتون نتیجه نگرفتین ، دلسرد نشین. یادتون باشه ما اندیشه های منفی سالهای زیادی رو به دوش می کشیم که در بخش نیمه ی تاریک وجود یاد می گیریم اون ها چی هستن.



اما به طور خلاصه باید بگم در آلفا همه چیز رو به اون شکلی که دوست دارید باشه، ببینید یعنی تجسم کنید. خلاصه همه ی آرزو هاتون رو با جز ئیات مجسم کنین.



یاد این شعر سعدی افتادم :

سعدی به روزگاران، مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران



 فکر می کنم در یک کلام بشه گفت :



در آلفای قبل از خواب هر چیزی رو به اون شکلی که دلتون می خواد باشه مجسم کنید نه اون شکلی که هست. یادتون باشه در دنیا هیچ چیز از بین نمی ره بلکه به انرژی تبدیل می شه ، افکار شما به شکل فیزیکی تغییر شکل می ده و به عینیت میرسه. لطفا" پست های بعدی رو بخونین وقتی به بحث سیستم آرزوها رسیدیم کار های زیادی داریم که با هم انجام بدیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 11:34  توسط venouse  | 

(جلسه 4_آلفای قبل خواب)

 

کلاس کائنات ، انسان و عشق (جلسه 4_آلفای قبل خواب)
سلام !

امروز درمورد فرکانسهای مغزی آدم ها حرف میزنیم تا همه مون باورمون بشه این کارهای جادوگری که قراره انجام بدیم، زاییده ی تخیلات نیستند و واقعا" علم هم تاییدشون می کنه!

هر انسانی چهار نوع فرکانس مغزی داره:



1 - بتا که همون حالت بیداری کامله و ضمیر خود آگاه ما توش فعاله.



2 - آلفا _ خلسه _ ترنس.



3 – تتا _ امواج تله پاتی.شهود.روشن بینی.



4 – دلتا.یعنی خواب عمیق که توی اون رویا می بینیم.


هنوز زوده که در مورد تتا صحبت کنیم ، چون باید پله پله بریم. ما فعلا" با آلفا و بتا کار داریم.

بتا بیداری کامله یعنی همین حالتی که الان توش هستید.وقتی می خوایم بخوابیم، درست قبل از خواب، که خواب آلوده می شیم، یک حالتی بین خواب و بیداری به وجود میاد که بهش می گن آلفا.( البته در حالت هایی هم که روی چیزی ، شدیدا" تمر کز می کنیم آلفا به وجود میاد. )بعد می خوابیم و خواب می بینیم یعنی به حالت دلتا می ریم و بعد دوباره بیدار می شیم یعنی دوباره بتا شروع میشه.یعنی در طی روز و شب، ما این مسیر رو از نظر فرکانس های مغزی داریم(از راست به چپ بخونین):



بتا------- آلفا------- دلتا-------- آلفا--------- بتا.



ما در آلفا در بالاترین حالت تلقین پذیری قرار داریم.جالبه بدونین آدم ها وقتی هیپنوتیزم می شن، در حالت آلفا قرار می گیرند. پس یه جور هایی می شه گفت ما بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بلافاصله بعد از بیداری در حالت هیپنوتیزم هستیم.چون در آلفا هستیم! افکار ما در بیست دقیقه قبل از خواب، درحالات بعد از بیداری ما تاثیر داره. اگه آدم آلفا و دلتای آرومی نداشته باشه ، یعنی قبل از خواب پر از افکار منفی باشه، در طول آلفا و بتای بعدی هم(یعنی بعد از بیدار شدن)،باز افکار منفی باهاش خواهد بود و این بار شدید تر!چون در زمان آلفا که در بالاترین حالت تلقین پذیری بوده، کلی فکر و احساس منفی رو وارد ضمیر نا خود آگاهش کرده!واسه ی همینه که بعضی وقت ها آدم 15 ساعت می خوابه اما با خستگی بیدار می شه و گاهی 3 ساعت می خوابه و با انرژی بیدار می شه!



یه نکته ی مهم که خوبه که بدونین: پیک آلفا چیه؟

یادتونه که گفتم بیست دقیقه قبل از خواب و بیست دقیقه بعد از بیداری در آلفا هستین؟ بالاترین سطح آلفا در لحظه ایه که داره خوابتون میبره و درست در لحظه ای که بیدار می شین. به اون می گن پیک آلفا.



از نظر حالتی که آدم ها در امواج آلفای قبل از خوابشون دارن، آدم ها به سه دسته تقسیم می شن:

1 - انسان هایی که قبل از خواب،مثبت اما رویایی می اندیشند.

2 - انسان هایی که قبل از خواب،مثبت اما واقعی می اندیشند.

3 – انسان هایی که قبل از خواب، منفی و منفی و منفی می اندیشند!




لطفا" فکر کنید ببینید شما جزو کدوم دسته هستین؟ به خودتون هم، دروغ نگین، اگه جزو اون هایی هستین که قبل از خواب همه ی غصه های زندگیتون رو مرور می کنید و یا به حوادث و اتفاقاتی که ناراحتتون کرده ، فکر می کنید، اون وقت باید بگم متاسفانه جزو دسته ی سومین! اگه یه آدمی ناراحتتون کرده و شما تو خلوت قبل از خوابتون، دارید مرور می کنید که چه کارهای بدی کرده، یادتون باشه دارید باعث می شین که اون رفتار در اون آدم تکرار بشه!



ممکنه سوال کنین مثبت اما واقعی خوبه یا مثبت و رویایی؟ بعدا" که به درسش رسیدیم بیشتر توضیح میدم!



شاید چیزی که می خوام بگم عجیب باشه اما این رو به یاد داشته باشین یک عالمه از حوادث زندگیتون رو بر اساس این که در حالت آلفا چه طوری فکر می کنین، می سازین! چه آلفای قبل از خواب و چه در زمان هایی که روی چیزی تمرکز می کنین و در اصل دچار خلسه که اسم دیگه اش هم ترنسه ، می شین. ذهن شما ، مثل قابلمه ی جادوگری می مونه! چی توش می پزین؟!







حالا می خوام یه جادوگر ترسناک بشم و یادتون بندازم وقتی یک دفعه می رین توی عالم هپروت و ساعت ها به مشکلات مالی ، یا عشقی،یا شکست های زندگیتون فکر می کنین یا به این که اونقدر که باید خوب باشین ، نیستین، یادتون باشه توی یک حالت خلسه قرار گرفتین و امواج آلفا تولید کردین! و در بالاترین حالت تلقین پذیری، یه جور هایی بدون این که خودتون بدونین، خودتون یا دیگران رو ، هیپنوتیزم کردین و دارین باعث می شین تا همه ی اون چیز های بد در روز های آینده به شکلهای جدید برای شما یا دیگران، تکرار بشه!!! حتی وقتی اینقدر غرق دیدن یه فیلم غمگین می شین که خودتون رو جای قهرمان اون می گذارین، و های های گریه می کنین ، لطفا" مراقب امواج آلفایی که تولید می کنین باشین! دوست دارین اون حوادث رو واسه ی خودتون بسازین؟!

ببینم...مادر بزرگ مریضتون رو هر شب موقع خواب به همراه همه ی مریضی هاش مجسم می کنین و فکر می کنین چه نوه ی خوبی هستین که به یادشین؟! یا دوستتون رو با همه ی گرفتاری های مالیش؟! و بعد هم بهش می گین همه اش به یادتم! وای.... ما بدون اینکه بدونیم، با عزیزانمون چه می کنیم!!!... می دونین شما با تصور اون ها به شکل های بد ، کمک می کنین تا همون شکلی بشن؟! در اصل هر چی در حالت آلفا توی قابلمه ی ذهنتون بریزین آش شله قلمکاریه که نصیب خودتون میشه! یا نصیب اون بیچاره ای که دارین تو قابلمه ی آلفای ذهنتون می جوشونیدش!



خوب ! حالا که به اندازه ی کافی ترسوندمتون، بهتون امیدواری می دم که ما با هم تمرین می کنیم و خیلی چیز ها رو درست می کنیم! اما پله پله! باشه!؟ اگه نا آگاهانه خیلی حوادث رو به زندگیمون دعوت کردیم، حالا آگاهانه اون ها رو درست می کنیم! این رو هیچ وقت فراموش نکنین که ما نا آگاهانه داریم همه ی نیروهامون رو در ساخت حوادث استفاده می کنیم، پس بهتره اون ها رو بشناسیم و آگاهانه، برای ساختن حوادث خوب ازشون استفاده کنیم!



تمرین این جلسه: این یه تکنیک بوداییه، به نام بعدی!

مشارطه کنین که کنترل فکرتون رو در یک ساعت به عهده بگیرین و به هیچ فکری که تولید ماند می کنه، فکر نکنین.اگه در طی مراقبه ، فکری به سراغتون اومد که منفی بود ، اصلا" خودتون رو شماتت نکنین! فقط سریع به خودتون بگین: بعدی! و یه فکر دیگه رو جایگزینش کنید. اگه فکر بعدی هم منفی بود باز بگین بعدی و برین سراغ فکر بعدی. اینقدر که یه فکر مثبت به وجود بیاد. مکاشفه و تشکر از خودتون در دفتر مراقبه یادتون نره!



می دونم کار خیلی سختیه اما یادتون باشه مردی که کوه رو جابه جا کرد ، همون بود که اولین سنگریزه رو برداشت!





پروردگار خوبیها! به ما کمک کن در ذهن و فکرمان که جایگاه توست، غیر از تو را راه ندهیم!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 11:24  توسط venouse  | 

(جلسه 3_ موج مثبت و منفی)

کلاس کائنات – انسان - عشق


سلام! خوش اومدین!
امروز می خوام بگم که آدم ها از نظر امواج منفی و مثبت به چند دسته تقسیم می شن:

1 _
دسته ای که امواج و انرژی منفی می دهند ولی کسانی که در مقابل آنها قرار دارند، برداشتشون،پر از انرزی مثبته.مثل وقتی که به کسی می گین چقدر تو جوونی! ( اما ته دلتون منظورتون اینه که نپخته و خامه) اما اون واقعا" خوشحال می شه و می گه چقدر تو مهربونی که اینقدر به من روحیه می دی!تو هم جوان و با انرژی هستی! شما اینجا امواج منفی فرستادین اما اون مثبت برداشت کرده.

2 _
دسته ای که امواج و انرژی منفی به دیگران می دهند ودر مقابل اون ها ، دسته ای قرار می گیرند که منفی برداشت می کنند. مثلا" یه نفر یه فحش می ده ، طرف مقابلش هم ده برابر بهش فحش می ده.

3 _
دسته ای که امواج مثبت میدهند و نفر مقابلشون هم مثبت برداشت می کنه و امواج مثبت تولید می کنه.مثلا" از یکی تعریف می کنین اون هم خوشحال می شه و از شما سپاسگذاری و تعریف می کنه.

4 _
دسته ای که انرژی و امواج مثبت می دهند ولی طرف مقابلشون منفی دریافت می کنه.مثل وقتی که یکی ازتون تعریف می کنه اما ته دلتون می گین " نگاش کن! داره از حسودی می میره!"

خوب، حالا به نظرتون یه جادوگر خوب که می خواد جادوی عشق رو توی وجودش زنده نگهداره، جزو کدوم دسته قرار می گیره؟خوب، معلومه....

اگه می خوای ماند نسازی ، همیشه جزو اون هایی باش که امواج مثبت می دهند!
اگه می خوای ماند نگیری، همیشه جزو اون هایی باش که مثبت برداشت می کنند!



حتی اگه طرف مقابلت بهت امواج و انرژی منفی داد، تو سعی کن لااقل به خاطر خودت هم که شده، برای این که اثر ماند اون رو کم کنی، مثبت برداشت کنی. یاد استاد خوبم خانم جهان افتادم که می گفت: یه نفر به دوست اون که داشته با سگش راه می رفته، می گه الهی به پای هم پیر بشین! دوست اون میگه :چقدر خوب!هیچ دعایی بهتر از این نیست! چون عمر این سگها کوتاهه و من آرزو دارم سگم همیشه زنده باشه !تا آخر عمر من!

تمرین این جلسه: توی دفتر مراقبه ات بنویس ، من،(اسمت رو هم بنویس)، یک ساعت مشارطه می کنم فقط امواج مثبت تولید کنم و هر امواجی هم که به من رسید، در موردش مثبت فکر کنم و برداشت کنم.بعدش، مراقبه کن و تهش هم مثل همیشه، مکاشفه. یادت نره توی دفتر مراقبه،بنویس چی کار کردی و حتما" حتما" از خودت ، با چند جمله، قدر دانی کن .

و حالا یه نکته ی مهم در مورد درس جلسه ی قبل:
یادت باشه ما با این دروس می خوایم خودمون رو بسازیم.ما مسئول پرورش دیگران نیستیم. قرار نیست هر کسی رو که دیدیم داره ماند تولید می کنه،سرش جیغ بکشیم که چرا داری به من موج منفی می دی! چون این کار خودش تولید مانده! قرار نیست به مادر بزرگ پیری که همه ی عشقش اینه که در باره ی مریضی های جدیدش حرف بزنه،بتوپیم و کلی باهاش دعوا کنیم! نه! از در عشق وارد شدن و سکوت که دفعه ی قبل گفتم چیه ، مال این مواقعه. البته اگه کسی رو بتونیم امر به معروف بکنیم ، عالیه . اما اولین شرطش اینه که خودمون رو بسازیم . شرط های دیگه ای هم داره که باشه واسه ی بعد.

و در پایان:

خدایا ، به ما کمک کن نگاهمان را چنان از جادوی عشق پر کنیم که جز خیر و برکت ، نبینیم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 11:11  توسط venouse  | 

(جلسه 2_ انسان - عشق)

کلاس کائنات – انسان - عشق (جلسه 2_ دفتر مراقبه)

 

سلام به همه ی دوستان توانای خودم!

امروز میخوام درباره ی امواج بگم!دو نوع موج روحی و روانی ،وجود داره. موج مثبت و موج منفی.

توی زبان هندی به موج منفی میگن ماند  (شیطان)

 

ما از صبح تا شب ، مدام تحت تاثیر این دو موج قرار داریم.دیدین مثلا" یه روز خیلی خوش و خرم از خواب بیدار می شیم ، سوار تاکسی می شیم بریم سر کار. بعدش به محل کارمون که می رسیم دیگه روحیه ی شاد قبلی رو نداریم، یا سرمون درد می گیره، یا بی حوصله می شیم...این ها همه اش برای اینه که از دیگران ماند دریافت کردیم. بنابر این امواج نقش مهمی در حالات روحی ما دارن .

 

امواج منفی یا ماند دو جور تولید می شن:

1- خودمون ماند میسازیم.

2- از دیگران و محیط دریافت می کنیم.

 

***چه طوری ما تولید ماند میکنیم؟

با دروغ ،غیبت ،تهمت، حسادت، نفرت، دزدی، و به طور کلی با فکر منفی و کلام منفی و رفتار منفی و بد .همه ی این کارها تولید موج منفی یا ماند میکنه.که هم به خودمون آسیب می رسونه و هم به دیگران منتقلش میکنیم.(اینجا آدم متوجه میشه چرا در ادیان این کارها به نام گناه خونده شدن مثلا" اون هایی که دختر هاشون رو چال می کردن رو مجسم کن!آخه اگه تو اون سالها به مردم می گفتن ماند تولید نکن، که نمی فهمیدن! )

 

***چه طوری ما از دیگران و محیط ماند دریافت می کنیم؟

مثلا"با کسی زندگی میکنیم که مدام کلمات منفی و مایوس کننده میگه یا از کنار آدمی که داره فحش میده رد میشیم و حرفهاش رو میشنویم و فیلم خشن می بینیم یاتو روزنامه همه اش دنبال صفحه ی حوادث می گردیم یا حتی رفتن به قبرستون در شب باعث دریافت ماند میشه.(می بینی این هم توی دین ، ازش نهی شده، جالبه، نه؟) حتی محیط بیمارستان(بجز بخش تولد نوزاد ها) به آدم ماند سرایت می ده . یادت باشه ما بعدا، با تقویت هاله ی بدنمون همه ی این ها رو درست می کنیم!پس، به طور کلی با شنیدن کلام منفی و دیدن و قرار گرفتن در محیط هایی که توشون ماند تولید شده، ما ماند دریافت می کنیم، حتی فکر منفی دیگران ، می تونه به ما ماند بده خصوصا" اگه باهاشون دست بدی یا اینقدر نزدیکشون باشی که هاله های بدن نزدیک هم قرار بگیره و ...(یادت باشه این ها از نظر علمی هم ثابت شده چون دستگاه هایی وجود داره که می شه باهاش هاله رو دید)

 

 

 

حالا یه موضوع مهم: چی کار کنیم، که از دیگران ماند دریافت نکنیم؟

 

1- فرار!

یعنی تا جایی که امکانش هست، از اجتماعات و کسانی که ماند تولید می کنن، دوری کنیم.بین آدم هایی که همه اش درباره ی کشتار، مریضی و فقر و...حرف می زنن، ننشینیم.

2- حرف تو حرف آوردن!

یعنی اگه مجبورید پیش آدمی باشین که ماند تولید میکنه،یا مثلا" کسیه که مثل مادر و پدر و ... نمیشه ترکش کنین، و عوض شدنی هم نیستن، وقتی شروع می کنن از چیزهای منفی حرف بزنن، شما مدام سعی کنین حرف رو عوض کنین .از نقاط مثبت اون ها حرف بزنین، یا...)

3-از در عشق وارد شدن!

فرض کنیم یه نفر شروع کنه به فحش دادن به شما! می دونم خیلی سخته! اما جادوگری همینه دیگه! اگه می خوای ازش ماند نگیری، باید باهاش خوب حرف بزنی!این جوری امواج مثبت تو ، اثر ماند اون رو کم میکنه!لااقل، فکر کن این کار رو واسه ی خودت داری می کنی! نه اون! این جوری انجامش راحت تر میشه!

4-سکوت!

اگه دیگه هیچ راهی نداشتی و امکان انجام هیچ کدوم از راه های بالا هم نبود،سکوت کن!به قول استاد خوبم، از در بسته کمتر صدا وارد میشه تا در باز!

 

تمرین این جلسه:

اول توی دفتر مراقبه بنویس: من،(اسمت رو هم بنویس)، مشارطه میکنم، به مدت یک ساعت، ماند تولید نکنم. و تمام این چهار تا روش رو هم انجام بدم تا ماند دریافت نکنم.بعدش باید کاملا" حواست رو جمع کنی تا ببینی داری به چی فکر می کنی و دیگران چه حرفهایی در حضورت می زنن. یادت باشه بعد از این مراقبه، مکاشفه رو انجام بده و توی دفترت بنویس چه کار کردی.لطفا"از خودت تشکر کن و این رو هم بنویس که تو آدم موفقی هستی چون به شرط هایی که می گذاری، عمل می کنی!

 

و اما دعای این جلسه که همیشه زمزمه می کنیم:

 

خدایا!کمکمون کن تا تا به فطرت اصیل و پاکمون برگردیم و جادوی عشق رو در درونمون زنده کنیم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 11:12  توسط venouse  | 

(جلسه 1_ دفتر مراقبه)

کلاس کائنات – انسان - عشق(جلسه 1_ دفتر مراقبه)



واما اولین درس از قوانین...


راستش یه دفتر کوچیک تهیه کنید که اسم این دفتر رو می گذاریم:

دفتر مراقبه

ما همه ی تمرینهایی رو که باید انجام بدیم و اون هایی رو که انجام دادیم و حتی

اون هایی رو که تنبلی کردیم و انجام ندادیم ، این تو می نویسیم. باشه؟



ما،بارها و بارها ، مثلا" تصمیم گرفتیم، فکر بد نکنیم ، اما یکهو به خودمون میایم و

می بینیم یه عالم فکر بد و منفی کردیم.در حالی که می دونیم کارمون درست نیست

اما در طی سالها اینجوری خودمون رو شرطی کردیم که اختیار افکار و کارهامون کاملا"

دستمون نیست! ببین... این فکر بد واسه ی هر کسی یه شکلی داره! واسه یکی فکر

و رفتار گناه آلوده که می تونه هر چیزی باشه! واسه یکی مثلا این که از عشقش جدا

شده، حالا باید فراموشش کنه اما نمی تونه! واسه ی یکی همه ی استرس هاو

اضطراب هایی که داره و... و... و... و... همه ی ما، یه چیزهایی داریم که می دونیم

نباید داشته باشیم اما به داشتن اون ها شرطی شدیم! نا آگاهانه هم شرطی شدیم!

اولین کار تو کلاس جادوگری، اینه که یاد بگیریم دوباره خودمون رو شرطی کنیم! اما این

دفعه آگاهانه!


برای شرطی شدن آگاهانه ، یه روش سه قسمتی وجود داره، به نام:

مشارطه.مراقبه.مکاشفه.


مشارطه:یعنی ما ،یه شرطی واسه ی خودمون می گذاریم! حالا هر شرطی!مثلا"

شرط می گذاریم به هیچ چیز ناراحت کننده ای فکر نکنیم یایه روز شکلات نخوریم یا...

مراقبه:یعنی ما،مراقبت می کنیم که به شرطی که گذاشتیم، عمل کنیم!

مکاشفه:یعنی ما،کشف می کنیم! یعنی ما خودمون رو بررسی می کنیم، ببینیم، به

شرطی که واسه خودمون گذاشتیم، چقدر عمل کردیم!


نکته ی اول: سنگ بزرگ، علامت نزدنه! هیچ وقت در شروع یه مشارطه، نمی گیم

تا ابد! تا آخر عمر!

مثلا" صد بار هم بگیم تا ابد همیشه خوشحال می مونم،فایده ای نداره!چون، بعد می

بینیم در واقعیت اینجوری اتفاق نمی افته! اون وقت ، فقط دوباره ناامید می شیم ،

تازه به خودمون هم بی اعتماد می شیم و این باعث می شه این پیام بد رو به خودمون

القا کنیم که من هیچ وقت نمی تونم!

پس در ابتدا برای هر مشارطه یه زمان کوچولوی قابل تحمل می گذاریم! مثلا" یک

ساعت! بعد کم کم می کنیمش 5 ساعت، بعد یه روز در هفته، بعد ... تا برسیم به

همیشه!

نکته ی دوم:بعد از اینکه یه شرط واسه خودمون گذاشتیم، همه ی سعیمون رو

می کنیم تا بهش عمل کنیم . بعدش دفتر مراقبه رو بر میداریم و واسه ی خودمون

می نویسیم که :

من ، (اسمتم بنویس)،موفق شدم به شرطی که برای خودم گذاشتم ،عمل کنم!

آفرین به من!

تازه می تونی یک عالم هم خودت رو تحویل بگیری و از خودت تشکر کنی! حتما"

این کار رو بکن! تو خیلی قوی هستی که تونستی به شرطت عمل کنی! اصلا" مهم

نیست شرط چی بوده یا اینکه زمانش خیلی کوتاه بوده! مهم اینه که تونستی! وقتی

زمان عمل کردن به شرطت طولانی تر شد ، حتی برای خودت هدیه بخر! کادوش کن !

روش بنویس تقدیم به خودم که به قولی که به خودم دادم، عمل کردم! یا به خودت

جایزه بده! هر چی! مثلا" یه چایی داغ! یه کش سر! یه استراحت دلچسب! هر چی

که دوست داری! اما یادت باشه ،، حتما" ، هم شرطت رو و هم زمان مراقبه و هم

مکاشفه ی تهش رو توی دفتر مراقبه بنویس!

نکته ی سوم:ما از حالا زیاد با این مشارطه، مراقبه، مکاشفه سر و کار داریم! پس

جدی بگیرش!



تمرین این جلسه:

می خوام یه چیزی رو واسه خودت مشارطه کنی و بعد مراقبه و بعد مکاشفه.و همین

الان توی دفتر مراقبه بنویسیش.اگه دوست داشتی می تونی شرطت رو تو قسمت

نظر خواهی وبلاگم بنویسی. مثلامن الان واسه ی خودم مشارطه کردم به مدت 3

ساعت،خیلی خوش اخلاق باشم، به همه لبخند بزنم، و هر کسی رو که دیدم توی

دلم براش آرزو کنم همه ی آرزوهاش بر آورده بشه!



و اما دعای این جلسه که همیشه زمزمه می کنیم:

خدایا، به ما کمک کن اینقدر با جادوی عشق درونمون یکی بشیم که از ما فقط اسمی

باقی بمونه و بقیه اش، فقط، تو باشی!

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 11:4  توسط venouse  | 

 
***********************************************************************--> " *-*-*- *** ***