تبليغاتX
-> Love is ..............

Love is ..............

همراز سکوت

تقديم به جاويدترين عشق

آنشب که دلی بود ، به میخانه نشستیم

آن توبه صد ساله ، به پیمانه شکستیم


از آتش دوزخ نهراسیم ، که آن شب

ما توبه شکستیم ، ولی دل نشکستیم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:49  توسط venouse  | 

.................

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 11:52  توسط venouse  | 

تقديم به جاويدترين عشق

خدايااااااااااااا

واژه ها را کنار هم خواهم گذاشت و حرفها را ، تا کلمه ای سازند ،

و کلمه ها را ،

که شاید جمله شود

و شاید معنی شود ...


دوباره واژه ها بیگانگی میکنند ،

دوباره کلمه ها بوی غریبی دارند ،

و دوباره نوشته ام پر از ابهام شده ...


چقدر سخت است هنگامی که میخواهی بنویسی ، اما قلم در دستانت خشکیده

چه سخت است وقتی که حرف داری ، اما لبانت به هم دوخته شده

و چه عذاب آور ، هنگامی که دیدگانت نیز تو را همراهی می کنند ،

و اینگونه کاغذی را نیز که برایت مانده بود تا درد دلت را برایش بی زبان و

بی قلم بگویی ،

تر کرده ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 15:19  توسط venouse  | 

تقديم به جاويدترين عشق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 12:27  توسط venouse  | 

تقديم به جاويترين عشق



+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 13:56  توسط venouse  | 

تقديم به جاويد ترين عشق


تقديم به جاويدترين عشق

تقديم به جاويد ترين عشق

تقديم به جاويد ترين عشق


تقديم به جاويدترين عشق

تقديم به جاويدترين عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 17:54  توسط venouse  | 

تقديم به جاويدترين عشق

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 14:30  توسط venouse  | 

تقديم به جاويدترين عشق


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 19:45  توسط venouse  | 

.................

?

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:16  توسط venouse  | 

تقديم به جاويدترين عشق



YOU WILL STILL BE MY DEAREST , JUST LIKE YOU ARE NOW

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 19:1  توسط venouse  | 

 
***********************************************************************--> " *-*-*- *** ***